The Enchanted Princess

شاهزاده خانم طلسم شده

The Enchanted Princess

شاهزاده خانم طلسم شده

The Enchanted Princess:

شاهزاده خانم طلسم شده:

There was a very pretty princess who wanted to meet her prince for life. She dreamt about him and drew his pictures. She lived with her friend’s deer, birds, squirrel, and turtles. She always sang beautiful songs.

یک شاهزاده خانم بسیار زیبا بود که می خواست شاهزاده خود را برای زندگی ملاقات کند. او در مورد او خواب دید و تصاویر او را کشید. او با آهوها، پرندگان، سنجاب و لاک پشت های دوستش زندگی می کرد. او همیشه آهنگ های زیبایی می خواند.

Everybody was fond of her but the evil queen was jealous of her. The queen thought to destroy her and freed an ogre to eat her.

همه او را دوست داشتند، اما ملکه بد به او حسادت می کرد. ملکه فکر کرد که او را نابود کند و غولی را آزاد کرد تا او را بخورد.

The ogre went chasing her and the animals warned her about the danger. She was very afraid and climbed up a tree. There was a squirrel there to support her.

غول به تعقیب او رفت و حیوانات در مورد خطر به او هشدار دادند. او خیلی ترسید و از درختی بالا رفت. یک سنجاب آنجا بود تا از او حمایت کند.

However, she was about to fall from the tree and there came a prince on a horse and saved her from fall. She realized that he was the man of her dreams and they soon became friends and later got married.

اما نزدیک بود از درخت بیفتد و شاهزاده ای سوار بر اسب آمد و او را از سقوط نجات داد. او متوجه شد که او مرد رویاهای اوست و خیلی زود با هم دوست شدند و بعد ازدواج کردند.