The Fairy in the Mirror

پری در آینه

The Fairy in the Mirror

پری در آینه

The Fairy in the Mirror:

پری در آینه:

DID you ever see the Fairies in the Looking-glass?

آیا تا به حال پری ها را در عینک دیدید؟

I know of a little girl who saw them and I will tell you how it happened.

من دختر کوچکی را می شناسم که آنها را دید و به شما خواهم گفت که چگونه این اتفاق افتاد.

Nettie was a pretty good little girl, bur she had a very unpleasant habit of frowning and fretting if everything did not please her, and this was so often and she frowned so much that she was beginning to have two wrinkles between her eye-brows. Now when she looked into the glass with a scowl on her face it made the fairies very unhappy, and they were sorry for her, so they thought, they would try to cure her of her fault. The fairies are able to make themselves large or small, and to look like any one they choose. One fairy said to the others, "I think I have a good plan, one that will cure Nettie of her ill-temper; it is this: whenever Nettie looks into the glass with a cross face, I shall show her my face and I will look exactly as she does, only I will smile instead of frowning, then she cannot help seeing how much more agreeable she is when she is pleasant, and I think in a short time she will be a sweet, amiable little girl."

نتی دختر بچه خیلی خوبی بود، او عادت بسیار ناخوشایندی داشت که اگر همه چیز راضیش نمی کرد اخم کند و ناراحت شود، و این به قدری اتفاق می افتاد و او آنقدر اخم می کرد که کم کم دو چروک بین ابروهایش داشت. حالا وقتی با اخم روی صورتش به شیشه نگاه کرد، پری ها را بسیار ناراضی کرد، و آنها برای او متاسف بودند، بنابراین فکر کردند، سعی می کنند او را از تقصیر او درمان کنند. پری ها می توانند خود را بزرگ یا کوچک کنند و شبیه هرکسی که انتخاب می کنند شوند. یکی از پری ها به دیگران گفت: "فکر می کنم نقشه خوبی دارم، نقشه ای که نتتی را از بدخلقی اش درمان می کند؛ آن این است: هر وقت نتی با صورت ضربدری به شیشه نگاه کرد، صورتم را به او نشان خواهم داد و من دقیقاً مثل او به نظر می رسد، فقط من به جای اخم کردن لبخند می زنم، سپس او نمی تواند ببیند که چقدر خوشایندتر است، و فکر می کنم در مدت کوتاهی او یک دختر کوچک شیرین و دوست داشتنی خواهد شد.

The very next day Nettie went to the mirror with a scowl on her face, and was surprised to see a little face appear in the glass just like her own, but a bright smile was sparkling in the eyes, and a merry laugh was ready to break from the lips. The little girl looked earnestly at the strange appearance in the mirror, and in a few moments she was smiling at the lovely fairy face. Nettie was so pleased with her littler fairy friend that she often looked into the glass, and always had a pleasant laugh with her. Then one day she came as usual to see the lovely fairy face; instead of that, it was cross and frowning. Nettie felt very bad about it and said:

روز بعد نتی با اخم روی صورتش به سمت آینه رفت و از دیدن چهره کوچکی که در شیشه ظاهر شد، شگفت زده شد، اما لبخندی درخشان در چشمانش برق می زد و خنده ای شاد آماده بود. شکستن از لب دخترک با جدیت به ظاهر عجیب در آینه نگاه کرد و در چند لحظه به چهره پری دوست داشتنی لبخند زد. نتی آنقدر از دوست پری کوچکترش راضی بود که اغلب به شیشه نگاه می کرد و همیشه با او می خندید. سپس یک روز او طبق معمول برای دیدن چهره پری دوست داشتنی آمد. به جای آن، متقاطع و اخم بود. نتی از این موضوع خیلی بد شد و گفت:

"Oh! dear fairy, why do you look so cross?"

"اوه! پری عزیز، چرا اینقدر متقاطع به نظر میرسی؟"

"Nettie," said the fairy, "I wanted to show you how you look when you frown."

پری گفت: «نتی، می‌خواستم بهت نشون بدم وقتی اخم می‌کنی چطوری.»

"Indeed," said Nettie, "I will never be so cross again, but try to be always kind and pleasant."

نتی گفت: "در واقع، من دیگر هرگز چنین متقابل نخواهم بود، اما سعی کنید همیشه مهربان و خوشایند باشید."

After this Nettie's papa and mamma often said to each other: "What a dear little girl our Nettie is getting to be. She never frowns."

پس از این، پدر و مادر نتی اغلب به یکدیگر می گفتند: "نتی ما چه دختر بچه عزیزی می شود. او هرگز اخم نمی کند."