The Fire Specialists

متخصصان آتش نشانی

The Fire Specialists

متخصصان آتش نشانی

The Fire Specialists

متخصصان آتش نشانی

Once there was a big haystack near a village and several small animals had made their homes in it. Among them were a snake, a tortoise and a jackal.

یک بار انبار کاه بزرگی در نزدیکی یک روستا بود و چندین حیوان کوچک در آن خانه های خود را ساخته بودند. در میان آنها یک مار، یک لاک پشت و یک شغال وجود داشت.

One day, all the three creatures were gossiping, when suddenly they heard some people shouting Fire! Fire! the snake said that he knew hundred ways to deal with the fire and the tortoise said that he knew thousand ways.

یک روز هر سه موجود در حال غیبت کردن بودند که ناگهان صدای فریاد آتش را شنیدند! آتش! مار گفت صد راه برای مقابله با آتش بلدم و لاک پشت گفت هزار راه بلد است.

When it was the Jackal's turn, he said, "I know only one way to deal with the fire and that is to run away."

نوبت شغال که رسید گفت: من برای مقابله با آتش فقط یک راه بلدم و آن فرار است.

Saying this, the Jackal ran away and other fire specialists got burnt in the fire.

شغال با گفتن این حرف فرار کرد و سایر متخصصان آتش نشانی در آتش سوختند.