The Foolish Brahmin>
برهمن احمق
The Foolish Brahmin
برهمن احمق
The Foolish Brahmin
برهمن احمق
Once upon a time a foolish brahmin came to visit Birbal with a strange request. He wanted to be addressed as ‘pandit’. Now, the term ‘pandit’ refers to a man of learning. But unfortunately this poor brahmin was uneducated. Birbal tried to explain the difference to him saying that it was not correct to call an uneducated man a pandit and because of this very reason it would be improper to call him so. But the silly brahmin had his heart set on this title.
روزی روزگاری برهمنی احمق با درخواستی عجیب به دیدار بیربال آمد. او می خواست به عنوان "پندیت" خطاب شود. حال، اصطلاح «پندیت» به مردی اطلاق میشود. اما متاسفانه این برهمن بیچاره بی سواد بود. بیربال سعی کرد تفاوت را برای او توضیح دهد و گفت که درست نیست یک مرد بی سواد را پاندیت خطاب کنیم و به همین دلیل نامناسب است. اما برهمن احمق دلش برای این عنوان بود.
So, as usual, Birbal had a brilliant idea. He said that as the brahmin was an uneducated man he should hurl abuses and stones at anyone who dared to address him by the very same title he wanted. Then Birbal called all his servants to himself and ordered them to call this lowly brahmin a pandit. The brahmin was very pleased. But the moment the servants started calling out to him as ‘pandit’ he pretended to be very angry and started to abuse them loudly. Then he picked up a few stones and hurled them in their direction. All as per clever Birbal’s advice.
بنابراین، طبق معمول، بیربال ایده درخشانی داشت. او گفت که از آنجایی که برهمن مردی بی سواد است، باید به هرکسی که جرأت میکند او را با همان عنوانی که میخواهد خطاب کند، سنگاندازی کند. سپس بیربال تمام خدمتگزاران خود را به سوی خود فرا خواند و دستور داد که این برهمن حقیر را پاندیت بنامند. برهمن بسیار خوشحال شد. اما لحظه ای که خدمتکاران شروع به صدا زدن او به عنوان "پندیت" کردند، او وانمود کرد که بسیار عصبانی است و با صدای بلند شروع به سوء استفاده از آنها کرد. سپس چند سنگ برداشت و به سمت آنها پرتاب کرد. همه طبق توصیه هوشمندانه بیربال.
All this shouting and screaming drew a crowd. When people realised that this brahmin was erupting every time anyone called him ‘pandit’, they all started to tease him. Over the next couple of days, he would constantly hear the refrain ‘pandit’ wherever he went. Very soon the whole town started referring to him as ‘pandit’ much to his delight.
این همه فریاد و فریاد جمعیت را به خود جلب کرد. وقتی مردم فهمیدند که این برهمن هر بار که او را «پندیت» صدا میزند فوران میکند، همه شروع به مسخره کردن او کردند. در طی چند روز آینده، او به طور مداوم هر جا که میرفت، صدای رفرن «پاندیت» را میشنید. خیلی زود تمام شهر برای خوشحالی او از او به عنوان "پندیت" یاد می کردند.
The foolish brahmin never realised why people were calling him in this manner. And was extremely pleased with the result. He thanked Birbal from the very bottom of his foolish heart.
برهمن احمق هرگز متوجه نشد که چرا مردم او را به این شکل صدا می کنند. و از نتیجه فوق العاده راضی بود. او از ته قلب احمقانه اش از بیربال تشکر کرد.