The Foolish Donkey

الاغ احمق

The Foolish Donkey

الاغ احمق

The Foolish Donkey:

الاغ احمق:

A salt seller used to carry the salt bag on his donkey to the market every day.

نمک فروش هر روز کیسه نمک را با الاغش به بازار می برد.

On the way they had to cross a stream. One day the donkey suddenly tumbled down the stream and the salt bag also fell into the water. The salt dissolved in the water and hence the bag became very light to carry. The donkey was happy.

در راه باید از یک نهر عبور می کردند. یک روز الاغ ناگهان از جوی آب افتاد و کیسه نمک نیز در آب افتاد. نمک در آب حل شد و از این رو کیف برای حمل بسیار سبک شد. الاغ خوشحال شد.

Then the donkey started to play the same trick every day.

سپس الاغ هر روز همان حقه را شروع کرد.

The salt seller came to understand the trick and decided to teach a lesson to it. The next day he loaded a cotton bag on the donkey.

نمک فروش ترفند را فهمید و تصمیم گرفت به آن درسی بدهد. روز بعد کیسه ای پنبه ای روی الاغ بار کرد.

Again it played the same trick hoping that the cotton bag would be still become lighter.

دوباره همان حقه را بازی کرد به این امید که کیسه نخی همچنان سبک تر شود.

But the dampened cotton became very heavy to carry and the donkey suffered. It learnt a lesson. It didn’t play the trick anymore after that day, and the seller was happy.

اما پنبه خیس شده برای حمل بسیار سنگین شد و الاغ رنج کشید. درسی گرفت. بعد از آن روز دیگر این کار را انجام نداد و فروشنده خوشحال شد.

Moral: Luck won’t favor always.

اخلاق: شانس همیشه به نفع شما نیست.