The Foolish Friends

دوستان نادان

The Foolish Friends

دوستان نادان

The Foolish Friends:

دوستان نادان:

Once a mouse and a frog were close friends. They spent most of their time together.

زمانی یک موش و یک قورباغه دوستان صمیمی بودند. آنها بیشتر وقت خود را با هم می گذراندند.

When the frog would go back to the pond, the mouse would miss him. In the same way, the frog grew sad every time the mouse went off in search of food.

وقتی قورباغه به برکه برمی گشت، موش دلش برایش تنگ می شد. به همین ترتیب، هر بار که موش به دنبال غذا می رفت، قورباغه غمگین می شد.

So they took a rope and tied one end of it around the frog's leg and the other to the mouse's foot. Every time they missed each other, one would pull the rope to call the other.

پس طنابی را برداشتند و یک سر آن را به دور پای قورباغه و سر دیگر آن را به پای موش بستند. هر وقت دلتنگ هم می شدند، یکی طناب می کشید تا دیگری را صدا کند.

One day, the frog went deep under water in the pond in search of food. He forgot that his foot was tied with the mouse's. He went deeper and deeper in the water. Soon the poor mouse was pulled into the water and drowned.

یک روز قورباغه در جستجوی غذا به اعماق آب در حوض رفت. یادش رفته که پایش با موش بسته شده است. در آب بیشتر و بیشتر می رفت. به زودی موش بیچاره را به داخل آب کشیدند و غرق کردند.

An eagle flying over the pond spotted the dead mouse. The eagle came down, took the mouse in its beak and flew away.

عقابی که بر فراز برکه پرواز می کرد، موش مرده را دید. عقاب پایین آمد، موش را در منقار گرفت و پرواز کرد.

The frog who was tied at the other end of the rope was also found by the eagle. The eagle ate him too. Thus, the lives of both the friends came to an end because of their foolishness.

قورباغه ای که در سر دیگر طناب بسته شده بود نیز توسط عقاب پیدا شد. عقاب هم او را خورد. بدین ترتیب، زندگی هر دو دوست به دلیل حماقت آنها به پایان رسید.