The Foolish Wolf’s Flute

فلوت گرگ احمق

The Foolish Wolf’s Flute

فلوت گرگ احمق

The Foolish Wolf’s Flute:

فلوت گرگ احمق:

There was a large flock of sheep grazing on a lawn.

گله بزرگی از گوسفندان در چمنزار در حال چرا بودند.

A wolf stealthily stole a lamb. The lamb tried hard to get away but it could not. As the wolf was about to kill the lamb, an idea struck in the lamb's mind.

گرگ یواشکی یک بره دزدید. بره خیلی تلاش کرد تا فرار کند اما نتوانست. وقتی گرگ قصد کشتن بره را داشت، فکری در ذهن بره خطور کرد.

The lamb pleaded, "Oh wolf! I know that I am going to die now. Will you be kind enough to fulfil my last wish?"

بره التماس کرد: "ای گرگ! میدونم که الان میمیرم. آیا اینقدر لطف میکنی که آخرین آرزوی منو برآورده کنی؟"

The wolf asked, "What is your last wish?" The lamb replied, "I am fond of music. Before I die, I wish to hear you play the flute." The wolf agreed and played the flute.

گرگ پرسید: آخرین آرزویت چیست؟ بره پاسخ داد: "من به موسیقی علاقه دارم. قبل از مرگ آرزو دارم که تو را بشنوم که فلوت می نوازی." گرگ قبول کرد و فلوت زد.

When the wolf stopped the lamb said, "Oh! What beautiful music! Will you play a bit louder, please? You play far better than my shepherd".

وقتی گرگ بره را متوقف کرد گفت: "اوه! چه موسیقی زیبایی! لطفاً کمی بلندتر می نوازی؟ تو خیلی بهتر از چوپان من می نوازی".

The wolf was pleased by the flattery and started to play louder. In the meantime, the shepherd and the dogs who were in search of the missing lamb heard the sound. They came running and caught hold of the wolf. The lamb happily trotted away to his flock.

گرگ از این تملق خوشحال شد و بلندتر شروع کرد به نواختن. در این بین چوپان و سگ هایی که در جستجوی بره گم شده بودند این صدا را شنیدند. دوان دوان آمدند و گرگ را گرفتند. بره با خوشحالی به سمت گله خود رفت.

Moral: If there is a will there is a way.

اخلاق: اگر اراده باشد راهی هست.