The Fox and The Hare

روباه و خرگوش

The Fox and The Hare

روباه و خرگوش

The Fox and The Hare:

روباه و خرگوش:

A hare was staring at a fox in admiration.

خرگوش با تحسین به روباه خیره شده بود.

The fox asked, "What are you staring at?"

روباه پرسید:به چه خیره شده ای؟

The hare said in an anxious voice, “I was wondering about you".

خرگوش با صدایی مضطرب گفت: من در مورد تو فکر می کردم.

The fox asked, "What is the wonder with me?"

روباه پرسید عجب من چیست؟

The hare said "Are you really as cunning as people say?"

خرگوش گفت: "آیا تو واقعاً آنقدر که مردم می گویند حیله گر هستی؟"

The fox looked at the hare with a thoughtful look and replied after some silent moments, "Well! Why don't you do one thing? Come tonight and join me for dinner. We shall discuss the matter".

روباه با نگاه متفکرانه ای به خرگوش نگاه کرد و پس از چند لحظه سکوت پاسخ داد: "خب! چرا یک کار را انجام نمی دهی؟ امشب بیا و برای شام به من بپیوند. ما در مورد موضوع بحث خواهیم کرد."

The hare went to the fox's house at night. On the dining table were laid plates and bowls. But there was no food at all. The hare thought, "Oh! What a fool I am! The fox has planned to eat me" and he ran away.

خرگوش شب به خانه روباه رفت. روی میز ناهارخوری بشقاب ها و کاسه ها گذاشته بودند. اما اصلا غذا نبود. خرگوش فکر کرد: "اوه! من چه احمقی هستم! روباه قصد دارد مرا بخورد" و فرار کرد.

Moral: Cunning words are undependable

اخلاق: کلمات حیله گر غیر قابل اعتماد هستند