The Fox and The Woodcutter>
روباه و هیزم شکن
The Fox and The Woodcutter
روباه و هیزم شکن
The Fox and The Woodcutter:
روباه و هیزم شکن:
Long ago, a fox which was being chased by hunters took refuge in the house of a woodcutter and asked him to conceal her.
مدت ها پیش روباهی که توسط شکارچیان تعقیب می شد به خانه یک هیزم شکن پناه برد و از او خواست که او را پنهان کند.
The astonished man agreed, but when the hunters arrived, although, he said that he had not seen the fox. He tried to point out with dramatic gestures, the place where she was hiding.
مرد حیرت زده پذیرفت، اما وقتی شکارچیان رسیدند، اگرچه گفت که روباه را ندیده است. او سعی کرد با حرکات نمایشی به مکانی که او پنهان شده بود اشاره کند.
The hunters paid no heed and went on their way. Afterwards, the fox came out of hiding and prepared to leave.
شکارچیان توجهی نکردند و به راه خود ادامه دادند. سپس روباه از مخفیگاه بیرون آمد و آماده رفتن شد.
'Are you not even going to thank me?' complained the woodcutter.
"حتی قرار نیست از من تشکر کنی؟" هیزم شکن شکایت کرد.
'And should I thank you for what you said?' retorted the fox, 'Or for what you did?'
و آیا باید از شما به خاطر چیزی که گفتید تشکر کنم؟ روباه پاسخ داد: "یا به خاطر کاری که کردی؟"