The Fox & The Grapes>
روباه و انگور
The Fox & The Grapes
روباه و انگور
The Fox & The Grapes:
روباه و انگور:
One afternoon a fox was walking through the forest and spotted a bunch of grapes hanging from over a lofty branch.
یک روز بعدازظهر روباهی در جنگل قدم می زد و خوشه انگور را دید که از شاخه ای بلند آویزان شده بود.
“Just the thing to quench my thirst,” he thought.
او فکر کرد: «فقط چیزی است که تشنگی من را رفع می کند.
Taking a few steps back, the fox jumped and just missed the hanging grapes. Again the fox took a few paces back and tried to reach them but still failed.
روباه چند قدم به عقب رفت و پرید و انگورهای آویزان را از دست داد. روباه دوباره چند قدم به عقب رفت و سعی کرد به آنها برسد اما باز هم موفق نشد.
Finally, giving up, the fox turned up his nose and said, “They’re probably sour anyway,” and proceeded to walk away.
سرانجام روباه در حالی که تسلیم شد، دماغش را بالا گرفت و گفت: «به هر حال احتمالاً ترش هستند» و رفت.
Moral: It’s easy to despise what you can’t have.
اخلاق: تحقیر چیزی که نمی توانید داشته باشید آسان است.