The Fox without Tail
روباه بدون دم
The Fox without Tail
روباه بدون دم
The Fox without Tail:
روباه بدون دم:
A fox was stealthily crossing a field. But alas, he got trapped. He tried hard to come out of the trap. At last he made it. But his tail got cut off. He was ashamed of his loss.
روباهی یواشکی از یک مزرعه عبور می کرد. اما افسوس که به دام افتاد. خیلی تلاش کرد تا از تله بیرون بیاید. بالاخره موفق شد اما دمش بریده شد. از باختش شرمنده بود.
Back in the Jungle a few of his friends saw him without his tail and asked "What happened?"
در جنگل چند نفر از دوستانش او را بدون دم دیدند و پرسیدند "چی شده؟"
The fox did not want to accept his ill fate. He said, "The tail is just an extra weight. I cut it off ". But his clever friends could guess the reality and they asked, "If that is the case, why are you sad".
روباه نمی خواست سرنوشت بد خود را بپذیرد. او گفت: "دم فقط یک وزن اضافی است. من آن را قطع کردم". اما دوستان باهوش او می توانستند واقعیت را حدس بزنند و پرسیدند: "اگر اینطور است، چرا غمگین هستید".
The fox did not know what to say now. He went away without giving an answer.
روباه نمی دانست حالا چه بگوید. بدون اینکه جوابی بدهد رفت.
Moral: Empty words cannot become facts.
اخلاقی: کلمات توخالی نمی توانند به واقعیت تبدیل شوند.