The Frightened Cake >
کیک ترسیده
The Frightened Cake
کیک ترسیده
The Frightened Cake:
کیک ترسیده:
Once, there was a mother who was always baking cakes for her children.
یک بار مادری بود که همیشه برای بچه هایش کیک می پخت.
One day she prepared a cake with so much love that when she took it out of the oven, even her spoilt children's mouths watered.
یک روز آنقدر با عشق کیکی درست کرد که وقتی آن را از فر بیرون آورد حتی دهان بچه های خرابش هم آب شد.
'Dear mothers, kind mother,’ her greedy and impatient children begged her, ‘hurry up and give us a slice. '
بچه های طمع و بی حوصله اش به او التماس کردند: مادران عزیز، مادر مهربان، عجله کن و به ما تکه ای بده. '
'Wait until it cools down and you can eat it all,' was the reply.
"صبر کنید تا خنک شود و می توانید همه آن را بخورید."
But when the cake heard the fate that was in store for it, it was terrified. The cake jumped out of the dish, rolled off like a wheel, out of the door and then disappeared down the road.
اما وقتی کیک سرنوشتی را که در انتظارش بود شنید، وحشت کرد. کیک از ظرف بیرون پرید، مانند چرخ از در غلتید و سپس در جاده ناپدید شد.