The Game of Manners

بازی آداب

The Game of Manners

بازی آداب

The Game of Manners:

بازی آداب:

“I must tell you a story about the game of good manners which they play in a large public school in a big city,” said daddy. “They are let into the secret that it’s a lesson, but it is a play-time lesson and they have it in connection with their gymnasium and play-time work, though it doesn’t take the place of recess.

بابا گفت: "باید داستانی در مورد بازی اخلاق خوب که آنها در یک مدرسه دولتی بزرگ در یک شهر بزرگ انجام می دهند برای شما تعریف کنم." «آنها به این راز رها شده اند که این یک درس است، اما این یک درس زمان بازی است و آن را در ارتباط با ورزش و زمان بازی خود دارند، اگرچه جای استراحت را نمی گیرد.

“And they grow to understand their teachers better, who are teaching them the game of manners and they get on so much better when both

و آنها رشد می کنند تا معلمان خود را بهتر درک کنند، معلمانی که به آنها بازی آداب را می آموزند و زمانی که هر دوی آنها بسیار بهتر عمل می کنند.

teachers and pupils understand each other and really like each other.

معلمان و دانش آموزان یکدیگر را درک می کنند و واقعاً یکدیگر را دوست دارند.

“For example, they hear a story of a little boy who didn’t want to wash his hands or face and who became so dirty that he found himself without

برای مثال، داستان پسر بچه‌ای را می‌شنوند که نمی‌خواست دست‌ها یا صورتش را بشوید و آنقدر کثیف شد که خودش را بدون آن دید.

any companion except a pig.

هر همراهی جز خوک

“After they have heard such a story they all act it out, one taking the part of the dirty little boy, and the others of the people he met who wouldn’t play

«بعد از شنیدن چنین داستانی، همگی آن را اجرا می‌کنند، یکی نقش پسر کوچولوی کثیف را می‌گیرد و دیگران از افرادی که او ملاقات کرده و بازی نمی‌کنند.

with him or have anything to do with him, or invite him into their homes, or anything nice like that.

با او یا کاری با او داشته باشید، یا او را به خانه هایشان دعوت کنید، یا هر چیز خوبی از این قبیل.

“And they take turns in having the story about a boy and about a girl.

و آنها به نوبت داستان یک پسر و یک دختر را بیان می کنند.

“They hear a story of a very rude boy or girl and of how he grew up into a cross man or woman, and they hear of his adventures and what horrible

"آنها داستانی از یک پسر یا دختر بسیار بی ادب و اینکه چگونه او به یک مرد یا زن متقاطع بزرگ شده است را می شنوند و از ماجراهای او می شنوند و چه وحشتناک

times he had making others miserable as well as himself.

مواقعی مانند خودش دیگران را بدبخت کرده بود.

“Then they act out these stories in their classes where they have dramatics and different ones take the parts of the bad child or the unmannerly child or the unmannerly grown-up, and of all the people whom these met with in their adventures.

«سپس این داستان‌ها را در کلاس‌هایشان اجرا می‌کنند، جایی که دراماتیک دارند و داستان‌های مختلف نقش‌هایی از کودک بد یا کودک بداخلاق یا بزرگ‌شده بی‌نظم و همه افرادی که اینها در ماجراجویی‌هایشان با آنها ملاقات کرده‌اند را می‌گیرند.

“And oh, what laughter there is when a boy makes a mistake in acting his part of the teacher and in being very unlike the teacher and more like

"و آه، چه خنده ای وجود دارد وقتی پسری در نقش معلم اشتباه می کند و بسیار متفاوت از معلم است و بیشتر شبیه به معلم است.

himself which of course is quite natural. Yes, the game of good manners is a great and successful game in this school where there are three thousand and six hundred boys and girls.”

خودش که البته کاملا طبیعی است. بله، بازی خوش اخلاقی در این مدرسه که سه هزار و ششصد دختر و پسر دارد، بازی بزرگ و موفقی است.»