The Hare and His Many Friends>
خرگوش و بسیاری از دوستانش
The Hare and His Many Friends
خرگوش و بسیاری از دوستانش
The Hare and His Many Friends
خرگوش و بسیاری از دوستانش
There lived a hare in a forest. He had many friends. He believed that they would help him in his danger.
یک خرگوش در جنگل زندگی می کرد. او دوستان زیادی داشت. او معتقد بود که در خطر او به او کمک خواهند کرد.
One day, the hare was chased by a ferocious dog. He ran fast to save his life. On the way, he met his old friend, the bull, whom he asked to worry the dog and save his life. The bull said, "Friend, I'm very busy now.
یک روز، خرگوش توسط سگی درنده تعقیب شد. او برای نجات جان خود به سرعت دوید. در راه با دوست قدیمی خود گاو نر ملاقات کرد که از او خواست سگ را نگران کند و جانش را نجات دهد. گاو نر گفت: «دوست، من الان خیلی سرم شلوغ است.
I must meet my wife who is waiting for me on the bank of the river. You've many other friends in this forest. Any one of them will help you, I'm sure." Saying so the bull left the hare now met another old friend, the horse, whom he asked to drive away the d6g.
من باید همسرم را ملاقات کنم که در ساحل رودخانه منتظر من است. شما دوستان زیادی در این جنگل دارید. مطمئنم که هر کدام از آنها به شما کمک خواهد کرد.» با گفتن این جمله که گاو نر خرگوش را ترک کرد، با دوست قدیمی دیگری به نام اسب آشنا شد که از او خواست d6g را دور کند.
The horse said, "Friend, I am very busy now. I'm looking for my lost child in the forest. So, I am going, but I am sure, any other friend of yours will definitely help you." The horse too galloped away.
اسب گفت: دوست من الان خیلی سرم شلوغ است، در جنگل به دنبال فرزند گمشده ام می گردم، پس می روم، اما مطمئن هستم که هر دوست دیگری از شما قطعاً به شما کمک خواهد کرد. اسب هم تاخت دور شد.
The hare then requested to a few more friends, such as the buffalo, the zebra, and some other strong animals. But each one turned down his request on some plea or the other.
سپس خرگوش از چند دوست دیگر مانند گاومیش، گورخر و چند حیوان قوی دیگر درخواست کرد. اما هر یک درخواست خود را به درخواست خود رد کرد.
Now the dog was so near as to catch him. Finding no other way to save his life, the hare entered into a hole which he noticed nearby. As the dog did not see the hare, he went back.
حالا سگ آنقدر نزدیک بود که او را بگیرد. خرگوش که راه دیگری برای نجات جان خود پیدا نکرد، وارد سوراخی شد که در همان نزدیکی متوجه شد. چون سگ خرگوش را ندید، برگشت.
Moral: One real friend is better than too many false friends.
اخلاق: یک دوست واقعی بهتر از تعداد زیاد دوستان دروغین است.