The Inexperienced Mouse>
موش بی تجربه
The Inexperienced Mouse
موش بی تجربه
The Inexperienced Mouse:
موش بی تجربه:
Once, a little mouse asked his mother, "Mother let me go out see and the world".
یک بار موش کوچولو از مادرش پرسید: «مادر اجازه بده بیرون بروم و دنیا را ببینم».
The mother mouse said, “Okay child. But, be careful".
موش مادر گفت: باشه بچه. اما، مراقب باش».
The mouse came out of his hold and started walking. He saw a colourful cock. As he had never seen a cock before, he got frightened by the sharp beak, colourful feathers and the red crown of the cock, He ran away thinking, "What a horrible creature".
موش از انبارش بیرون آمد و راه افتاد. خروس رنگارنگی دید. همانطور که تا به حال خروس ندیده بود، از منقار تیز، پرهای رنگارنگ و تاج قرمز خروس ترسید، با این فکر فرار کرد که "چه موجود وحشتناکی".
After some time he came across a pussy cat. "What a soft animal!" he thought, “So handsome fur! And striking eyes!"
بعد از مدتی با یک گربه بیدمشک برخورد کرد. "چه حیوان نرمی!" او فکر کرد: «خز بسیار زیبایی! و چشمانی خیره کننده!"
When he returned home he explained his day's visit to his mother. The mother said, “The cock is really harmless. But the soft cat is real enemy".
وقتی به خانه برگشت، دیدار روزش را برای مادرش توضیح داد. مادر گفت: "خروس واقعا بی ضرر است. اما گربه نرم دشمن واقعی است."
Moral: Outward appearances are deceptive.
اخلاق: ظواهر ظاهری فریبنده است.