The Irresponsible Ox>
گاو بی مسئولیت
The Irresponsible Ox
گاو بی مسئولیت
The Irresponsible Ox:
گاو بی مسئولیت:
A brave warrior had a horse and an ox. He used the horse for travelling and the ox was used for pulling load for the warrior.
یک جنگجوی شجاع یک اسب و یک گاو داشت. او از اسب برای مسافرت و گاو برای کشیدن بار برای جنگجو استفاده می کرد.
War had broken. The warrior was to go to a far off place.
جنگ شکسته بود جنگجو قرار بود به جای دور برود.
The horse said to the ox, "Hey ox! I am to carry the master to a far off place".
اسب به گاو گفت: هی گاو!
The ox replied, “How unlucky you are! I am lucky. I need not pull loads. I have no work to do".
گاو پاسخ داد: «چقدر بدشانس هستی! من خوش شانس هستم. من نیازی به کشیدن بار ندارم. من کاری ندارم.»
But, it so happened that before the warrior could set off, the war had come to an end and the enemy had surrender. Now, the warrior had plenty of work to do locally.
اما چنان شد که قبل از حرکت رزمنده، جنگ به پایان رسیده بود و دشمن تسلیم شده بود. حالا، جنگجو کارهای محلی زیادی برای انجام دادن داشت.
The ox was overburdened now.
حالا گاو سنگین شده بود.
Moral: Avoiding responsibility ends in overburden.
اخلاقی: اجتناب از مسئولیت به بار سنگین ختم می شود.