The Kind Deed>
عمل مهربان
The Kind Deed
عمل مهربان
One chilly morning, Emma was walking to school when she saw an elderly woman trying to carry heavy bags.
یک صبح سرد، اما در حال رفتن به سمت مدرسه بود که زن مسنی را دید که سعی می کرد کیف های سنگین را حمل کند.
The woman looked tired and struggled with each step.
زن خسته به نظر می رسید و با هر قدمی که می کشید تقلا می کرد.
Emma felt sorry for her.
اما برای او متاسف شد.
Without hesitating, Emma walked over and said, “Let me help you.”
اما بدون معطلی رفت و گفت: "بگذار کمکت کنم."
The woman smiled gratefully and handed Emma one of the bags.
زن با سپاسگزاری لبخند زد و یکی از کیسه ها را به اما داد.
Together, they slowly made their way down the street.
آنها با هم به آرامی به سمت خیابان رفتند.
As they walked, the woman told Emma about her garden and how she loved to plant flowers.
در حالی که راه می رفتند، زن به اما در مورد باغش و اینکه چقدر دوست داشت گل بکارد گفت.
Emma listened carefully and enjoyed their conversation.
اما با دقت گوش داد و از گفتگوی آنها لذت برد.
She was happy to help and make the woman’s day easier.
او خوشحال بود که کمک می کند و روز زن را آسان تر می کند.
When they reached the woman’s house, she thanked Emma warmly.
وقتی به خانه آن زن رسیدند، او به گرمی از اما تشکر کرد.
“You’re a very kind girl,” she said.
او گفت: "تو دختر بسیار مهربانی هستی."
Emma smiled and waved goodbye, feeling proud of what she had done.
اما لبخندی زد و خداحافظی کرد و از کاری که انجام داده بود احساس غرور کرد.
Emma arrived at school a little late, but she didn’t mind.
اما کمی دیر به مدرسه رسید، اما اهمیتی نداد.
She knew she had done the right thing.
او می دانست که کار درست را انجام داده است.
That day, she learned that small acts of kindness can make a big difference in someone’s life.
آن روز، او یاد گرفت که اعمال کوچک مهربانی می تواند تفاوت بزرگی در زندگی یک نفر ایجاد کند.