The Lame Man

مرد لنگ

The Lame Man

مرد لنگ

The Lame Man

مرد لنگ

One day two friends saw a man who was limping. One of them said that the man must have born lame. The other said that he must have met with an accident. They both started arguing over the matter. The argument got so heated up that finally they went to the man and asked him the reason for his limping. The man laughed and replied that he was limping as one of his sandals had broken. Both the friends walked away with an embarrassed face.

یک روز دو دوست مردی را دیدند که لنگ می زند. یکی از آنها گفت که آن مرد لابد لنگ به دنیا آمده است. دیگری گفت حتما تصادف کرده است. هر دو بر سر این موضوع شروع به دعوا کردند. بحث به حدی داغ شد که سرانجام نزد آن مرد رفتند و علت لنگیدن او را جویا شدند. مرد خندید و جواب داد که چون یکی از صندل هایش شکسته لنگ می زند. هر دو دوست با چهره‌ای شرم‌زده رفتند.