The Lion and the Ass>
شیر و الاغ
The Lion and the Ass
شیر و الاغ
The Lion and the Ass:
شیر و الاغ:
The lion had decided to go hunting and had chosen the ass as his companion, for he had thought of a way to make use of its distinctive braying.
شیر تصمیم گرفته بود که به شکار برود و الاغ را به عنوان همدم خود انتخاب کرده بود، زیرا راهی برای استفاده از خراش های متمایز آن اندیشیده بود.
The silly ass was extremely proud at being chosen as the lion's companion and with complete docility, he allowed the lion to dress him up in a cloak of leaves, thinking that this must be the correct hunting costume, whereas it was really only to be a disguise.
الاغ احمق از انتخاب شدن به عنوان همدم شیر بسیار مفتخر بود و با اطاعت کامل به شیر اجازه داد تا او را ردایی از برگ بپوشاند و فکر می کرد که این باید لباس شکار صحیح باشد، در حالی که واقعاً فقط یک لباس شکار بود. مبدل کردن
Following the lion's instructions, the ass went and stood in the middle of a meadow.
الاغ به دستور شیر رفت و وسط یک چمنزار ایستاد.
At the agreed moment, the ass began to bray loudly and the deer were so terrified by the din that they fled on the way. And a few of them finished in the great paws of the lion or rushed straight into his huge jaws.
در لحظه توافق شده، الاغ با صدای بلند شروع به صدا زدن کرد و آهوها از این هیاهو چنان وحشت کردند که در راه فرار کردند. و تعدادی از آنها در پنجه های بزرگ شیر تمام شدند یا مستقیماً به آرواره های بزرگ او هجوم بردند.
When the hunt was finished, the ass was quick to claim the credit for the great success of their joint venture. The lion, however, interrupted him at once: 'Be careful!' he growled. 'I might find that I have a taste for asses!'
وقتی شکار به پایان رسید، الاغ به سرعت اعتبار موفقیت بزرگ سرمایه گذاری مشترک آنها را مدعی شد. شیر اما فوراً حرف او را قطع کرد: "مراقب باش!" او غرغر کرد. "ممکن است متوجه شوم که ذوق الاغ ها را دارم!"
The ass was wise enough not to press the point and left with his tail between his legs and nothing at all to show for his work.
الاغ به اندازه کافی عاقل بود که نقطه را فشار ندهد و در حالی که دمش بین پاهایش بود و هیچ چیز برای کارش نشان نداد، رفت.