The Lovelorn Lion and The Peasant>
شیر عاشق و دهقان
The Lovelorn Lion and The Peasant
شیر عاشق و دهقان
The Lovelorn Lion and The Peasant:
شیر عاشق و دهقان:
A lion was unfortunate enough to fall in love with the beautiful daughter of a peasant and he went to her father to ask for her hand in marriage.
شیری به قدری بدبخت شد که عاشق دختر زیبای دهقانی شد و نزد پدرش رفت تا از او خواستگاری کند.
The peasant was worried about his daughter's future, but didn't have the courage to refuse the lion openly.
دهقان نگران آینده دخترش بود، اما جرات نداشت آشکارا شیر را رد کند.
'My daughter,' he pretended, 'is allergic to teeth and claws. Come back after you have removed them and then you can marry her.'
او وانمود کرد: دخترم به دندان و چنگال حساسیت دارد. بعد از اینکه آنها را حذف کردید برگردید و سپس می توانید با او ازدواج کنید.
The lovelorn lion promptly had his teeth and claws removed, but when he came back, he was absolutely harmless and the peasant beat him with a stick and chased him away.
شیر عاشق فوراً دندان ها و چنگال هایش را بیرون آوردند، اما وقتی برگشت، کاملاً بی خطر بود و دهقان او را با چوب زد و بدرقه کرد.