The Man and The Little Cat>
مرد و گربه کوچولو
The Man and The Little Cat
مرد و گربه کوچولو
The Man and The Little Cat
مرد و گربه کوچولو
One day, an old man was having a stroll in the forest when he suddenly saw a little cat stuck in a hole. The poor animal was struggling to get out. So, he gave him his hand to get him out. But the cat scratched his hand with fear. The man pulled his hand screaming with pain. But he did not stop; he tried to give a hand to the cat again and again..
روزی پیرمردی در جنگل مشغول قدم زدن بود که ناگهان گربه کوچکی را دید که در سوراخی گیر کرده است. حیوان بیچاره برای بیرون آمدن تلاش می کرد. پس دستش را به او داد تا او را بیرون آورد. اما گربه از ترس دستش را خاراند. مرد در حالی که از درد جیغ می زد دستش را کشید. اما او متوقف نشد. بارها و بارها سعی کرد دستی به گربه بدهد..
Another man was watching the scene, screamed with surprise, “For god sakes! Stop helping this cat! He’s going to get himself out of there”.
مرد دیگری در حال تماشای صحنه بود و با تعجب فریاد زد: «به خاطر خدا! دست از کمک به این گربه بردارید! او خودش را از آنجا بیرون میکشد.»
The other man did not care about him , he just continued saving that animal until he finally succeeded, And then he walked to that man and said , “Son, it is cat’s Instincts that makes him scratch and to hurt, and it is my job to love and care”.
مرد دیگر به او اهمیتی نداد، او فقط به نجات آن حیوان ادامه داد تا سرانجام موفق شد، و سپس به سمت آن مرد رفت و گفت: «پسرم، این غرایز گربه است که باعث میشود او خراشیده و صدمه ببیند و این کار من است. دوست داشتن و مراقبت».
Moral: Treat everyone around you with your ethics, not with theirs. Treat the people the way you want to be treated by them.
اخلاق: با همه اطرافیانتان با اخلاق خود رفتار کنید نه با اخلاق آنها. با مردم آن گونه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند.