The Miser and the Beggar>
بخیل و گدا
The Miser and the Beggar
بخیل و گدا
The Miser and the Beggar:
بخیل و گدا:
A poor man, who was reduced to rags, begged a rich Arab for some clothes; and since he had been asked in the name of Allah, the rich man could not refuse, but, made sure he gave the beggar his oldest suit.
مرد فقیری که به ژنده پوشیده شده بود، از یک عرب ثروتمند التماس کرد که لباسی به او بدهد. و از آنجایی که به نام خدا از او خواسته شده بود، مرد ثروتمند نتوانست رد کند، اما مطمئن شد که قدیمی ترین لباس خود را به گدا داد.
The beggar put it on and according to custom, hung a sign on the collar stating, 'There is no god but Allah.'
گدا آن را پوشید و طبق عادت تابلویی بر یقه آن آویخت و روی آن نوشته بود: «لا اله الا الله».
'Are you not going to add: "And Mohammed is his Prophet"? asked the rich man, 'because they were the traditional words.'
آیا نمیخواهید اضافه کنید: «و محمد پیامبر اوست»؟ از مرد ثروتمند پرسید: "چون آنها کلمات سنتی بودند."
'No,' the beggar replied, 'because when they made suit, the prophet hadn't even been born yet.'
گدا پاسخ داد: «نه، چون زمانی که آنها کت و شلوار کردند، پیامبر هنوز به دنیا نیامده بود».