The Monkey and Cats>
میمون و گربه ها
The Monkey and Cats
میمون و گربه ها
The Monkey and Cats
میمون و گربه ها
It was the aftermath of a big festival. Two cats were prowling together. One of the cats saw a big cake and mieued. The other jumped up and picket it.
این بعد از یک جشنواره بزرگ بود. دو گربه با هم پرسه می زدند. یکی از گربه ها کیک بزرگی دید و گفت. دیگری از جا پرید و آن را جمع کرد.
The first cat said, “Give me the cake. It is I who saw it first.”
گربه اول گفت: کیک را به من بده. این من بودم که اولین بار آن را دیدم.»
The other cat said “Keep away from it. It is I who picked it up.”
گربه دیگر گفت: «از آن دوری کن. این من هستم که آن را برداشتم.»
They were fighting and fighting. But there was no solution. Just then, a monkey passed by. He thought “What foolish cats they must be! Let me make use of this chance.”
می جنگیدند و می جنگیدند. اما چاره ای نبود. درست در همان لحظه، یک میمون از آنجا رد شد. او فکر کرد: "آنها باید چه گربه های احمقی باشند! بگذارید از این فرصت استفاده کنم.»
He came to the cats and said in a loud voice. “Don’t fight. Let me share the cake among you both”. The cake was handed over to the monkey.
به سمت گربه ها آمد و با صدای بلند گفت. «دعوا نکن. بگذارید کیک را بین شما هر دو تقسیم کنم.» کیک را به میمون دادند.
The monkey split the cake into tow parts. He shook his head and said, “Oho! One is bigger. One is smaller”. He had a bit of the bigger and now said “Oho! This has become smaller now”. He ate from the other. And thus, he went on eating from part to part and finally finished the whole cake. The poor cats were disappointed.
میمون کیک را به دو قسمت تقسیم کرد. سرش را تکان داد و گفت: اوهو! یکی بزرگتره یکی کوچکتر است». او کمی بزرگتر داشت و حالا گفت: «اوه! اکنون این کوچکتر شده است.» از دیگری خورد. و بدین ترتیب از قسمتی به قسمت دیگر به خوردن ادامه داد و در نهایت کل کیک را تمام کرد. گربه های بیچاره ناامید شدند.
Moral: When you quarrel someone else gains.
اخلاقی: وقتی با دیگران دعوا می کنید سود می برد.