The Mosquito and the Bull >
پشه و گاو نر
The Mosquito and the Bull
پشه و گاو نر
The Mosquito and the Bull:
پشه و گاو نر:
A mosquito landed on a bull's horn and there it settled down comfortably to make itself at home.
پشه ای روی شاخ گاو نر فرود آمد و در آنجا به راحتی نشست تا خود را در خانه بسازد.
Only when it was time to leave, it remembered of its patient host and it said to him:
فقط وقتی وقت رفتن شد یاد میزبان صبورش افتاد و به او گفت:
'You'll be happy to know that I won't be disturbing you anymore. I'm going.'
خوشحال می شوید که بدانید من دیگر مزاحم شما نخواهم شد. من می روم.
'Me, happy!' replied the bull. 'I didn't feel you arrive and I did not even notice that you've gone. '
"من، خوشحالم!" گاو نر پاسخ داد. من آمدنت را حس نکردم و حتی متوجه نشدم که رفته ای. '
And that's the way it is.
و این طور است.
"If someone is worth nothing then nobody cares whether he's there or not."
"اگر کسی هیچ ارزشی ندارد، برای کسی مهم نیست که او آنجا باشد یا نه."