The New Bike

دوچرخه جدید

The New Bike

دوچرخه جدید

Tom was excited.

تام هیجان زده بود.

 

He had just gotten a shiny new bike for his birthday.

او به تازگی یک دوچرخه جدید براق برای تولدش گرفته بود.

 

The bike was red with big, black wheels.

دوچرخه قرمز با چرخ های بزرگ و مشکی بود.

 

Tom could hardly wait to ride it.

تام به سختی منتظر سوار شدنش بود.

 

He put on his helmet and went outside.

کلاهش را سرش کرد و رفت بیرون.

 

His best friend, Sam, was playing in the park.

بهترین دوستش، سم، در پارک بازی می کرد.

 

Tom showed Sam his new bike with a big smile.

تام دوچرخه جدیدش را با لبخندی بزرگ به سام نشان داد.

 

“Wow, it’s great!” Sam said.

"وای، عالی است!" سام گفت.

 

He asked if he could ride it too.

پرسید که آیا او هم می تواند سوار آن شود؟

 

Tom agreed and let Sam take a turn.

تام موافقت کرد و به سام اجازه داد تا نوبت را بپیماید.

 

Sam rode the bike around the park.

سام با دوچرخه دور پارک رفت.

 

He was careful and had a lot of fun.

مواظب بود و خیلی خوش گذشت.

 

After a few minutes, Tom asked for his bike back.

بعد از چند دقیقه، تام دوچرخه اش را پس گرفت.

 

Tom and Sam took turns riding the bike.

تام و سام به نوبت دوچرخه سواری کردند.

 

They laughed and enjoyed their time together.

آنها خندیدند و از اوقاتی که با هم بودند لذت بردند.

 

They both loved the new bike and the fun they had.

هر دوی آنها عاشق دوچرخه جدید و لذتی بودند که داشتند.

 

At the end of the day, Tom and Sam were tired but happy.

در پایان روز، تام و سم خسته اما خوشحال بودند.

 

Tom was glad to share his new bike with his friend.

تام از اینکه دوچرخه جدیدش را با دوستش به اشتراک بگذارد خوشحال بود.

 

They promised to ride again the next day.

قول دادند روز بعد دوباره سوار شوند.