The noisy neighbours

همسایه های پر سر و صدا

The noisy neighbours

همسایه های پر سر و صدا

The noisy neighbours:

همسایه های پر سر و صدا:

Motubhai was a merchant. After earning a lot of money, he bought a big house. One afternoon, he lay down for a nap. He had barely closed his eyes, when suddenly he heard a strange sound. It sounded like a road engine. He went to the window and looked out. There was no engine in sight. Then, he realized that the sound was coming from the house next door. It was a gavaiya (musician) doing riyaz (singing practice)! “Oh, no!” said Motubhai who loved music. This man next door was singing in a loud and terrible voice. Luckily, the singing stopped.

متبوهای یک تاجر بود. پس از به دست آوردن پول زیاد، خانه بزرگی خرید. یک روز بعدازظهر برای چرت زدن دراز کشید. چشمانش را به سختی بسته بود که ناگهان صدای عجیبی شنید. صدایش شبیه موتور جاده بود. به سمت پنجره رفت و بیرون را نگاه کرد. هیچ موتوری در چشم نبود. بعد متوجه شد که صدا از خانه همسایه می آید. گاوایی (نوازنده) بود که ریاض (تمرین آواز) می کرد! "اوه، نه!" گفت: Motubhai که عاشق موسیقی بود. این مرد همسایه با صدای بلند و وحشتناکی آواز می خواند. خوشبختانه آواز خواندن متوقف شد.

Motubhai’s head was throbbing. He rubbed some balm and closed his eyes. Slowly he relaxed. A cool breeze cheered him up. He closed his eyes. But again, he woke up with a start. He thought somebody was pounding on his chest. When he opened his eyes, he found no one. The ear-shattering sound was coming from the house next door — this time on the other side of his house. It was a drummer beating his drum.

سر متبوهای می تپید. کمی مرهم مالید و چشمانش را بست. آرام آرام آرام گرفت. نسیم خنکی او را شاد کرد. چشمانش را بست. اما دوباره با شروعی از خواب بیدار شد. فکر کرد کسی به سینه اش می کوبد. وقتی چشمانش را باز کرد، کسی را نیافت. صدای تکان دهنده از خانه همسایه می آمد - این بار از آن طرف خانه او. طبل نوازی بود که طبل خود را می زد.

Motubhai realised that he was caught between two neighbors — one a gavaiya or a musician, and the other, a drummer!

متوبهای متوجه شد که او بین دو همسایه گیر افتاده است - یکی گاویا یا نوازنده و دیگری یک طبل!

He called on his neighbours in the evening, and pleaded with them to practice their art somewhere far away. Both politely refused. They pointed out that Motubhai was a newcomer, and that he had no right to dictate terms.

او عصر به همسایگان خود زنگ زد و از آنها خواست که هنر خود را در جایی دور تمرین کنند. هر دو مودبانه امتناع کردند. آنها اشاره کردند که متوحی یک تازه وارد است و او حق ندارد شرایط را دیکته کند.

Motubhai found out that both were living in rented houses. He once again requested them to look for some other house. Again, they refused.

متوبهای متوجه شد که هر دو در خانه های اجاره ای زندگی می کنند. او یک بار دیگر از آنها خواست که به دنبال خانه دیگری بگردند. باز هم قبول نکردند.

As a last resort, Motubhai offered them ten thousand rupees each, if they agreed to move out of their houses. They demanded the money in advance, and Motubhai parted with money.

به عنوان آخرین راه حل، متوبهای به هر کدام ده هزار روپیه به آنها پیشنهاد داد، در صورتی که موافقت کردند از خانه های خود نقل مکان کنند. آنها پول را پیشاپیش مطالبه کردند و متوحی با پول جدا شد.

There was silence the next morning. Motubhai was relieved. He thought the money he paid was a small price to buy peace, which he valued so much. Then came a sound. It was faint at first, but soon it became louder — it was the sound of a beating drum! Then came the terrible sound of the gavaiya doing his riyaz.

صبح روز بعد سکوت حاکم شد. متوحه خیالش راحت شد. او فکر می‌کرد پولی که پرداخت کرد، بهای ناچیزی برای خرید صلح بود، که برایش ارزش زیادی قائل بود. بعد صدایی آمد. در ابتدا ضعیف بود، اما به زودی بلندتر شد - صدای ضربان طبل بود! سپس صدای مهیب گاویا در حال انجام ریاض آمد.

Motubhai closed his ears and ran out to demand an explanation from the musicians. They told him that they had vacated their old houses as agreed. So, the gavaiya had now rented the house the drummer had vacated; and the drummer had rented the house vacated by the gavaiya!

متبوهای گوش هایش را بست و بیرون دوید تا از نوازندگان توضیح بخواهد. آنها به او گفتند که طبق توافق خانه های قدیمی خود را تخلیه کرده اند. بنابراین، گاویا اکنون خانه ای را که درامر تخلیه کرده بود، اجاره کرده بود. و نوازنده درام خانه ای را که گاویا خالی کرده بود اجاره کرده بود!