The Pet Monkey>
میمون حیوان خانگی
The Pet Monkey
میمون حیوان خانگی
The Pet Monkey:
میمون حیوان خانگی:
“Once there was an old lady,” said daddy, “who lived all alone. One day, though, she went to town and bought a pet monkey. She named him Niles. He was only seven inches long and had a curly tail. He was a very dark gray color. He proved to be a most expensive pet, for he liked all the most delicious fruits and would only eat his bread and rice when plenty of rich cream was poured over it. What fascinated him above all was the old lady’s
بابا گفت: «یک بار پیرزنی بود که تنها زندگی می کرد. اما یک روز او به شهر رفت و یک میمون خانگی خرید. نام او را نیلز گذاشت. او فقط هفت اینچ طول داشت و دمی مجعد داشت. او یک رنگ خاکستری بسیار تیره بود. او ثابت کرد که گرانترین حیوان خانگی است، زیرا همهی خوشمزهترین میوهها را دوست داشت و تنها زمانی نان و برنجش را میخورد که خامهی غنی روی آن ریخته میشد. چیزی که بیش از همه او را مجذوب خود کرد، بانوی پیر بود
rings.
حلقه ها
“When the old lady saw how fond Niles was of jewels she took out her jewel box. Niles had the most glorious time playing with its contents. He
وقتی پیرزن دید که نایل چقدر به جواهرات علاقه دارد، جعبه جواهرات خود را بیرون آورد. نیلز باشکوه ترین زمان را در بازی با محتویات آن سپری کرد. او
decorated himself with all the beads and chains and bangles and looked at himself in the mirror. He shook all over, for he liked the noise as well as the
خود را با تمام مهره ها و زنجیرها و النگوها تزئین کرد و در آینه به خود نگاه کرد. او همه جا را تکان داد، زیرا از سر و صدا هم خوشش می آمد
glitter of the jewels.
درخشش جواهرات
“So the old lady was very, very happy with her pet monkey. Niles was delighted with his new home and his new mistress, for he had never had jewels to play with in the animal shop.”
"بنابراین پیرزن از میمون خانگی خود بسیار بسیار خوشحال بود. نیلز از خانه جدید و معشوقه جدید خود خوشحال بود، زیرا او هرگز جواهراتی برای بازی در مغازه حیوانات فروشی نداشت.