The Pink Cockatoo>
کاکادو صورتی
The Pink Cockatoo
کاکادو صورتی
The Pink Cockatoo:
کاکادو صورتی:
“On the morning of the birthday of a little girl named Natalie,” said daddy, “a pink cockatoo was ready to greet her when she awoke. Well, you can
بابا گفت: «صبح روز تولد دختر کوچکی به نام ناتالی، یک کاکادو صورتی آماده بود که به او خوشامد بگوید وقتی از خواب بیدار شد. خوب، شما می توانید
imagine how happy Natalie was. And she kept saying over and over again:
تصور کنید ناتالی چقدر خوشحال بود. و او بارها و بارها می گفت:
“‘Oh, how lovely you are.’ The cockatoo would raise up his pink crest on the top of his head at that—just as some people raise up their foreheads— only his crest went way, way higher. He did that whenever he felt like it, and he always felt like it when he was being talked to.
«اوه، تو چقدر دوستداشتنی هستی.» کاکادو تاج صورتیاش را بالای سرش بالا میآورد - درست همانطور که بعضیها پیشانیهایشان را بالا میبرند - فقط تاج او خیلی بالاتر رفت. او هر وقت دوست داشت این کار را می کرد و همیشه وقتی با او صحبت می شد این کار را می کرد.
“And after a very short time the cockatoo was just as tame as could be and he seemed to grow more beautiful every day.
و پس از مدت کوتاهی کاکادو به همان اندازه که میتوانست رام شد و به نظر میرسید که هر روز زیباتر میشد.
“Before long he began to talk just as a parrot will and follow Natalie around the house. He had his food out of special little pink dishes Natalie
مدتها قبل او شروع کرد به صحبت کردن همانطور که یک طوطی صحبت می کند و ناتالی را در خانه دنبال می کند. او غذای خود را از غذاهای صورتی کوچک مخصوص ناتالی می خورد
had given him to match his pink feathers, and every morning he took his bath in a pink soup bowl which he thought was very fine indeed.
به او داده بود تا با پرهای صورتیاش هماهنگ شود و هر روز صبح در یک کاسه سوپ صورتی حمام میکرد که فکر میکرد واقعاً خوب است.
“Maybe you will think he got spoiled by so much fussing and attention, but he just became tamer and tamer every day. He learned many tricks and
«شاید فکر کنید که او با این همه سر و صدا و توجه خراب شد، اما او هر روز رامتر و رامتر میشد. ترفندهای زیادی یاد گرفت و
would often perform them for Natalie’s friends.
اغلب آنها را برای دوستان ناتالی اجرا می کرد.
“And when it came time for Natalie’s next birthday she gave a party. On the invitation it said the party was being given by Natalie and the pink
«و وقتی نوبت تولد بعدی ناتالی رسید، او یک مهمانی برگزار کرد. در دعوت نامه نوشته شده بود که مهمانی توسط ناتالی و پینک برگزار می شود
cockatoo. And in one corner was a little colored drawing Natalie had made of her cockatoo. When the cockatoo saw it he put his crest way up in the air, and said in a funny voice: “‘Goodie, Natalie,’ which was his pet name for his Mistress. “And this is a truly true story, you know.”
کاکادو و در یک گوشه نقاشی رنگی کوچکی بود که ناتالی از کاکادویش کشیده بود. وقتی کاکادو آن را دید، تاج خود را در هوا گذاشت و با صدای خندهداری گفت: «خوبی، ناتالی، که نام حیوان خانگی او برای معشوقهاش بود. "و این یک داستان واقعا واقعی است، می دانید."