The Rhyming Years

سالهای قافیه

The Rhyming Years

سالهای قافیه

The Rhyming Years:

سالهای قافیه:

“Well,” said the Old Year, “I am going to make up a poem about myself. I feel quite poetical.”

سال قدیم گفت: "خب، من می خواهم در مورد خودم شعر بسازم. احساس می کنم کاملا شاعرانه هستم.»

“And,” said the New Year, “I will, too.” For the New Year didn’t want to have the Old Year think that he was unable to do anything like that, even

سال نو گفت: "و من هم خواهم کرد." چون سال نو نمی‌خواست سال قدیم فکر کند که حتی قادر به انجام چنین کاری نیست

though he was young. But he felt very much pleased when the Old Year said: “Though I have lived twelve whole months, I have not become a

با اینکه جوان بود اما وقتی سال پیر گفت: «اگرچه دوازده ماه کامل زندگی کرده‌ام، هنوز یک نفر نشده‌ام، بسیار خوشحال شد.

poet.”

شاعر.»

“I think age should be given the right to speak first,” said the New Year.

سال نو گفت: "من فکر می کنم باید ابتدا به سن حق گفتن داده شود."

The Old Year shook his white hair and smiled so that the wrinkles in his face all ran in together.

سال قدیم موهای سفیدش را تکان داد و لبخند زد، به طوری که چین و چروک های صورتش همه با هم سرازیر شدند.

This is what he said:

این همان چیزی است که او گفت:

“Yes, it is true I was feeling old,

"بله، درست است که من احساس پیری می کردم،

Yes, it is true I was also cold,

بله، درست است که من هم سرد بودم،

Yes, it is true I heard them cheer,

بله، درست است که من صدای تشویق آنها را شنیدم،

Welcoming in the glad New Year.”

با استقبال از سال نو.»

Then New Year recited this verse:

سپس سال نو این آیه را تلاوت کرد:

“Of course, you see I was out for fun,

"البته، می بینید که من برای تفریح ​​بیرون بودم،

My life has only just begun,

زندگی من تازه شروع شده است،

They said ‘He is young and full of vim,

آنها گفتند: "او جوان و پر از جنایت است،

No one can help but welcome him.’

هیچ کس نمی تواند کمکی به او کند جز اینکه از او استقبال کند.»

“You mustn’t think I am conceited,” he added. “I say a lot to make my rhyme come out right.”

او افزود: "شما نباید فکر کنید که من مغرور هستم." "من خیلی می گویم تا قافیه ام درست از آب در بیاید."

“Of course,” said the Old Year, “for I do too. Well. I will give my second verse. Don’t believe it all, though!” Then the Old Year took an old harp he

پیر سال گفت: «البته، چون من هم همین کار را می کنم. خوب بیت دومم را خواهم گفت. با این حال همه چیز را باور نکنید!» سپس سال قدیم او چنگ قدیمی را گرفت

had and he began to play and sing, and this was what he sang:

داشت و شروع به نواختن و آواز خواندن کرد و این بود که خواند:

“And Poor Old Year—he almost wept

«و بیچاره پیر - تقریباً گریه کرد

As he packed up his things and left.

در حالی که وسایلش را جمع کرد و رفت.

But as he turned to say good-by,

اما وقتی برگشت تا خداحافظی کند،

Something in him made him cry:

چیزی در او باعث گریه او شد:

‘Though my work is mostly done,

اگرچه کار من بیشتر انجام می شود،

I, have, too, had lots of fun,

من هم خیلی لذت بردم

And ’ere I go upon my way,

و اگر به راهم ادامه دهم،

This I certainly would say:

این را حتما می گویم:

‘Happy New Year, big and small,

"سال نو مبارک، بزرگ و کوچک،

Happy New Year, short and tall,

سال نو مبارک، کوتاه و بلند،

Happy New Year, every one!

سال نو مبارک، همه!

May you all have lots of fun!’”

باشد که همه شما لذت زیادی ببرید!»