The rooster makes its last mistake>
خروس آخرین اشتباه خود را می کند
The rooster makes its last mistake
خروس آخرین اشتباه خود را می کند
The rooster makes its last mistake:
خروس آخرین اشتباه خود را می کند:
Two burglars were prowling round a barn one night. They could hear something moving inside, and ever so carefully they climbed in to see what it was.
یک شب دو سارق دور یک انبار می چرخیدند. آنها میتوانستند چیزی را بشنوند که در داخل حرکت میکند، و با این دقت بالا رفتند تا ببینند آن چیست.
It was a rooster. "Ah-ha," they cried. "This will do for our supper tomorrow." They grabbed it and were about to kill it when the rooster squawked in alarm: "Please don't kill me. I can be useful to you. I can wake you at dawn every day, ready to start work on time."
خروس بود. آنها فریاد زدند: "آه ها". "این برای شام فردا ما مفید است." آنها آن را گرفتند و می خواستند آن را بکشند که خروس با وحشت فریاد زد: "لطفاً من را نکشید. من می توانم برای شما مفید باشم. می توانم شما را هر روز سحر بیدار کنم و آماده شروع به موقع کار باشید."
"That's just what we don't want," growled the burglars. "If you wake people up they'll catch us robbing their houses." So that was the end of the rooster.
سارقان غرغر کردند: "این چیزی است که ما نمی خواهیم." "اگر مردم را بیدار کنید، ما را در حال سرقت از خانه هایشان خواهند گرفت." پس این پایان خروس بود.