The Secret of Weaving Invisible Fabric

راز بافتن پارچه نامرئی

The Secret of Weaving Invisible Fabric

راز بافتن پارچه نامرئی

The Secret of Weaving Invisible Fabric:

راز بافتن پارچه نامرئی:

A gorgeous woman entered the royal court of Sri Krishna Deva Rayalu when he was busy with the courtiers.

زنی باشکوه زمانی که با درباریان مشغول بود وارد دربار سلطنتی سری کریشنا دوا رایالو شد.

With all her pleasing manners, attire and conversation, she attracted the gathering that day.

او با همه آداب، پوشش و گفتگوی دلنشینش، جمع آن روز را به خود جلب کرد.

After a little dialogue with the King and his prime staff, she took out the most delicate and flimsiest sari from a small box that would hardly be sufficient to place a pair of ear-tops.

پس از گفتگوی کمی با پادشاه و کارکنان اصلی‌اش، او ظریف‌ترین و ضعیف‌ترین ساری را از یک جعبه کوچک بیرون آورد که به سختی برای قرار دادن یک جفت گوشواره کافی بود.

Exhibiting the saree to the royal court attendants, she addressed the king, “King of Kings! A group of divine weavers are working for me.

او در حال نمایش ساری برای خادمان دربار سلطنتی، خطاب به پادشاه گفت: «پادشاه شاهان! گروهی از بافندگان الهی برای من کار می کنند.

They can weave similar delicate, thinnest and beautiful saris.

آنها می توانند ساری های ظریف، نازک و زیبای مشابهی ببافند.

They are capable of weaving celestial fabric, which cannot be seen with the naked eye.

آنها قادر به بافتن پارچه های آسمانی هستند که با چشم غیر مسلح دیده نمی شود.

“If we have your majesty’s blessings and support in addition to appropriate allocation of funds, they can do wonders and exhibit before the honourable King.

«اگر علاوه بر تخصیص مناسب وجوه، از دعای خیر و حمایت جنابعالی برخوردار باشیم، می‌توانند معجزه کنند و در حضور شاه بزرگوار به نمایش بگذارند.

'' Satisfied with the exhibit, Rayalu believed her words.

رایالو که از نمایشگاه راضی بود، حرف های او را باور کرد.

Allotting required funds for weaving the celestial fabric, Rayalu asked her to get the job done with thorough research and of course within the year.

رایالو با تخصیص بودجه مورد نیاز برای بافتن پارچه آسمانی، از او خواست تا با تحقیقات کامل و البته ظرف یک سال این کار را انجام دهد.

The gorgeous woman and her weavers enjoyed the comforts and treatment extended by the King to the royal court guests for one year.

زن باشکوه و بافندگانش از آسایش و رفتاری که پادشاه برای مهمانان دربار سلطنتی به مدت یک سال تعمیم داده بود، لذت بردند.

Even after the lapse of one year, there was no news from the woman about the research nor the weavers exhibited any products before the King.

حتی پس از گذشت یک سال، از این زن خبری از تحقیق نبود و بافندگان هیچ محصولی را در برابر شاه به نمایش گذاشتند.

Rayalu ordered some of his employees to inspect the weavers’ guesthouse and enquire about the weaving of celestial fabric that was fit to be worn by the Gods.

رایالو به تعدادی از کارمندان خود دستور داد تا مهمانسرای بافندگان را بررسی کنند و در مورد بافتن پارچه آسمانی که برای پوشیدن خدایان مناسب است، تحقیق کنند.

The royal employees at once left for the guest house.

کارمندان سلطنتی فوراً راهی مهمانخانه شدند.

The woman welcomed the inspectors and took them to the location where the weavers were working seriously not even noticing the presence of guests in the room.

زن از بازرسان استقبال کرد و بدون توجه به حضور مهمانان در اتاق، آنها را به محلی که بافندگان در آن مشغول کار بودند، برد.

The inspectors were aghast when they entered the room.

بازرسان زمانی که وارد اتاق شدند بسیار وحشت زده بودند.

There were no looms, no thread spools, not even a string of thread in the room.

نه دستگاه بافندگی، نه قرقره نخ و نه حتی یک رشته نخ در اتاق وجود داشت.

All the weavers sitting there were pretending to draw threads and weave.

همه بافندگانی که آنجا نشسته بودند وانمود می کردند که نخ می کشند و می بافند.

Every act was as if they were weaving something, with empty hands.

هر کاری مثل این بود که با دست خالی چیزی می بافتند.

The inspectors could not realise what was happening there.

بازرسان نمی توانستند بفهمند آنجا چه اتفاقی می افتد.

They asked the woman about the invisible fabric.

از زن در مورد پارچه نامرئی پرسیدند.

She threw a lovely smile at them and told in a low husky voice.

او لبخندی دوست داشتنی به آنها زد و با صدای آهسته ای گفت.

“Gentlemen, the invisible or celestial fabric is visible to only those who are pure along with purity of their parents.

«آقایان، پارچه نامرئی یا آسمانی فقط برای پاکان همراه با پاکی پدر و مادر قابل رویت است.

Of course, I believe that you can see the clarity of design and beauty of the craftsmanship of our weavers.

البته من معتقدم که شما می توانید وضوح طرح و زیبایی هنر بافندگان ما را ببینید.

'' The inspectors were worried of being branded as sinners, if they spoke truth about what they saw.

بازرسان نگران بودند که اگر در مورد آنچه می دیدند حقیقت را بیان کنند، به عنوان گناهکار شناخته شوند.

They did not dare to probe against the guests.

آنها جرأت نداشتند علیه مهمانان تحقیق کنند.

Moreover, they appreciated the delicacy, accuracy, and what not about the work being done at the guesthouse.

علاوه بر این، آنها از ظرافت، دقت و چه چیزی در مورد کاری که در مهمانخانه انجام می شود قدردانی کردند.

They stood by the roles they played at the guesthouse, in front of the King Rayalu too.

آنها کنار نقش هایی که در مهمانخانه ایفا کردند، مقابل شاه رایالو نیز ایستادند.

The feedback of the employees augmented the enthusiasm of Rayalu.

بازخورد کارمندان شور و شوق رایالو را افزایش داد.

He was eagerly waiting for the finished products to be exhibited before him and the royal court members.

او مشتاقانه منتظر بود تا محصولات نهایی در برابر او و اعضای دربار سلطنتی به نمایش گذاشته شود.

Some days later, Rayalu ordered his men to bring the weavers to his court along with the finished products.

چند روز بعد، رایالو به افراد خود دستور داد تا بافندگان را همراه با محصولات تمام شده به دربار او بیاورند.

An unusually big gathering assembled in the royal court to witness the celestial fabric exhibition.

گردهمایی غیرمعمول بزرگی در دربار سلطنتی گرد آمد تا شاهد نمایشگاه پارچه های آسمانی باشد.

As part of the introductory speech, the weavers addressed the gathering.

به عنوان بخشی از سخنرانی مقدماتی، بافندگان در این جمع سخنرانی کردند.

They pointed out that the fabric was made from various divine materials.

آنها اشاره کردند که پارچه از مواد مختلف الهی ساخته شده است.

Hence, they would be visible only to those who are clean by soul along with purity of their parents.

از این رو، آنها را فقط برای کسانی که پاکی نفس و پاکی پدر و مادر خود دارند، قابل رویت خواهند بود.

The whole gathering went silent for a moment, as no one could see any fabric in the hands of the weavers.

کل اجتماع برای لحظه ای ساکت شد، زیرا هیچ کس پارچه ای را در دست بافندگان نمی دید.

Still, they maintained, out of fear of humiliation, that they were able to view the exhibit, started applauding the beauty, and praised the weavers.

با این حال، آنها از ترس تحقیر اظهار داشتند که می توانند نمایشگاه را ببینند، شروع به تشویق زیبایی کردند و بافندگان را تحسین کردند.

Just then, King Rayalu accompanied by Ramalinga, entered the court to witness the exhibition.

درست در همان لحظه، پادشاه رایالو همراه با رامالینگا برای تماشای نمایشگاه وارد دربار شد.

Weavers repeated their standard phrases.

بافندگان عبارات استاندارد خود را تکرار می کردند.

Rayalu stared at the hands of the weavers for a moment and whispered to Ramalinga, “I regret to say, I cannot see any material in their hands.

رایالو برای لحظه ای به دستان بافندگان خیره شد و با رامالینگا زمزمه کرد: «متأسفم که بگویم، نمی توانم هیچ ماده ای را در دستان آنها ببینم.

Is that my own sin or my parents’?'' “Nothing comes to be visible in thin air, My Lord!'' replied Ramalinga.

آیا این گناه من است یا پدر و مادرم؟» رامالینگا پاسخ داد: «هیچ چیز در هوا قابل مشاهده نیست، پروردگار من!

Rayalu grew suspicious, “What do you mean?'' he asked.

رایالو مشکوک شد و پرسید: "منظورت چیست؟"

Ramalinga in a low tone audible only to the King said, “King of Kings! These weavers are cheating our eyes and brains with their deceptive speech.

رامالینگا با صدای آهسته ای که فقط برای پادشاه شنیده می شد گفت: «پادشاه شاهان! این بافندگان با سخنان فریبنده خود چشم و مغز ما را گول می زنند.

'' Rayalu urged Ramalinga to make public, the cheating of the weavers.

رایالو از رامالینگا خواست تا تقلب بافندگان را علنی کند.

Ramalinga turned towards the gorgeous woman and in an astoundingly inquisitive tone told her, “What a beauty! How rich are these textiles, Lady.

رامالینگا به سمت زن باشکوه برگشت و با لحنی شگفت انگیز کنجکاو به او گفت: «چه زیبایی! چقدر این منسوجات ثروتمند هستند خانم.

The King of Kings Rayalu is anxious to view your stepped up decorum, if you wear those celestial material.

پادشاه پادشاهان رایالو مشتاق است که اگر آن مواد آسمانی را بپوشید، آراستگی شدید شما را ببیند.

'' The lady understood that Ramalinga deciphered the secret of invisible weaving.

خانم فهمید که راملینگا راز بافندگی نامرئی را کشف کرده است.

She was confused for a moment.

او یک لحظه گیج شد.

She could neither disregard the King’s order nor stand nude in the crowded court in the guise of wearing something, which actually was nothing.

او نه می‌توانست دستور پادشاه را نادیده بگیرد و نه می‌توانست در دربار شلوغ در لباس پوشیدن چیزی که در واقع چیزی نبود، برهنه بایستد.

She thought that the only way out would be to fall on the King’s feet pleading mercy.

او فکر می‌کرد که تنها راه نجات، افتادن روی پاهای پادشاه و درخواست رحمت است.

Immediately she did so begging for pardon.

او بلافاصله با التماس عفو این کار را کرد.

This was how Ramalinga was once again instrumental in protecting his King.

این بود که رامالینگا بار دیگر در حفاظت از پادشاهش نقش داشت.

Since then, nudity is being referred as wearing divine clothes.

از آن زمان به بعد، برهنگی به عنوان پوشیدن لباس الهی مطرح شد.