The Sick Wolf and the Sheep

گرگ بیمار و گوسفند

The Sick Wolf and the Sheep

گرگ بیمار و گوسفند

The Sick Wolf and the Sheep:

گرگ بیمار و گوسفند:

There was once a starving wolf in a sorry state. He had been obliged to flee from a pack of dogs and for many days he had found nothing to eat. He spied a little white sheep and thought 'At last! Here is a meal for me!'

یک بار گرگ گرسنه ای بود که در حالت تاسف بار بود. او مجبور شده بود از دسته سگ ها فرار کند و روزها چیزی برای خوردن پیدا نکرده بود. او یک گوسفند کوچک سفید را جاسوسی کرد و فکر کرد "بالاخره! این یک وعده غذایی برای من است!

'Little white sheep,' he said to her, 'could you please get me a drop of water from the river? as you can see, I am very unwell. If you can bring me something to drink, I will be able to find something to eat.'

به او گفت: «گوسفند سفید کوچولو، می‌توانی لطفاً یک قطره آب برای من از رودخانه بیاوری؟» همانطور که می بینید، حالم خیلی بد است. اگر بتوانی برای من چیزی بیاوری تا بنوشم، می توانم چیزی برای خوردن پیدا کنم.

'But if I you something to drink,' said the little sheep, 'then already have found yourself something to eat!' and skipped off in the opposite direction.

گوسفند کوچولو گفت: "اما اگر چیزی برای نوشیدن به شما می دهم، پس قبلاً چیزی برای خوردن پیدا کرده اید!" و در جهت مخالف پرید.