The Spiteful Gnomes>
گنوم های کینه توز
The Spiteful Gnomes
گنوم های کینه توز
The Spiteful Gnomes:
گنوم های کینه توز:
Once upon a time a woman had a lovely baby, but gnomes stole the child and put in its place a baby gnome in the cradle.
روزی روزگاری زنی بچه دوست داشتنی داشت، اما آدمک ها بچه را دزدیدند و به جای آن یک بچه کوتوله در گهواره گذاشتند.
The mother begged them to return the child to her. But they just laughed unkindly.
مادر از آنها التماس کرد که بچه را به او برگردانند. اما آنها فقط بی محبت می خندیدند.
Sad and distracted with other baby, the woman put a raw egg on the fire instead of into the pot of water.
زن غمگین و حواس پرت با نوزاد دیگر، تخم مرغ خامی را به جای داخل دیگ آب روی آتش گذاشت.
The gnomes who were always running around the kitchen burst out laughing at this, because, as we all know, gnomes like to laugh more than anything else. So they returned the baby to her mother and took away the baby gnome.
کوتولههایی که همیشه در آشپزخانه میدویدند با این حرف از خنده منفجر میشدند، زیرا همانطور که همه میدانیم کوتولهها بیش از هر چیز دیگری دوست دارند بخندند. پس بچه را به مادرش برگرداندند و بچه کوتوله را بردند.