The Strength of Ugliness

قوت زشتی

The Strength of Ugliness

قوت زشتی

The Strength of Ugliness:

قوت زشتی:

It was a dense forest. Trees were found in all kinds. There were big trees and small trees, thick trees and thin trees and tall trees and short trees. There was this one tree which was a crooked one. The trunk was bent in all directions. It was a bit funny to look at. The crooked tree turned around and had a look at all other trees. There were all very up-right. They were standing straight. “See how ugly I am. I am good for nothing. All these fellow trees are straight and beautiful. I am not even one bit amicable." It lamented.

جنگل انبوهی بود. درختان در همه نوع یافت شد. درختان تنومند و درختان کوچک، درختان قطور و درختان لاغر و درختان بلند و درختان کوتاه وجود داشت. این یک درخت بود که کج بود. تنه از هر طرف خم شده بود. نگاه کردن به آن کمی خنده دار بود. درخت کج چرخید و به درختان دیگر نگاه کرد. همه آنها خیلی راست بودند. صاف ایستاده بودند. "ببین چقدر زشتم. من برای هیچ چیز خوب نیستم. همه این درختان راست و زیبا هستند. من حتی یک ذره هم دوستانه نیستم.» این اظهار تاسف کرد.

There came a hyeavy thunder storm. It started raining heavily. Strong winds started blowing. The wind gushed through the forest and water flushed away everything that lay on the ground. The soil all over was eroded. Trees fell one by one. First the thin ones fell, then small ones. Not only that, while the huge ones fell they cut-off the nearby trees also. Soo there were trees lying all over the place. All this time crooked tree shut its eyes and braced firmly biting its roots firm in the ground.

طوفان رعد و برق شدیدی آمد. باران شدید شروع به باریدن کرد. بادهای شدید شروع به وزیدن کرد. باد از میان جنگل می جهید و آب هر چیزی را که روی زمین بود از بین برد. خاک سراسر فرسایش شده بود. درختان یکی یکی سقوط کردند. اول لاغرها افتادند، بعد ریزها. نه تنها این، در حالی که درختان بزرگ سقوط کردند، درختان نزدیک را نیز قطع کردند. بنابراین درختانی در همه جا افتاده بودند. در تمام این مدت درخت کج چشمانش را بست و محکم بست و ریشه هایش را محکم در زمین گاز گرفت.

Slowly the storm subdued and there was silence. The crooked tree opened its eyes and alas, the whole place was a graveyard. All the beautiful trees were dead now. This crooked tree was one among the few survivors. Now this crooked tree understood the meaning of real strength.

کم کم طوفان فروکش کرد و سکوت حاکم شد. درخت کج چشم باز کرد و افسوس که همه جا قبرستان بود. تمام درختان زیبا اکنون مرده بودند. این درخت کج یکی از معدود بازماندگان بود. حالا این درخت کج معنی قدرت واقعی را فهمید.