The Talking Parrot

طوطی سخنگو

The Talking Parrot

طوطی سخنگو

The Talking Parrot

طوطی سخنگو

Once, a lady wanted to but a talking parrot for herself. So she went to a pet shop owner and told him about her requirement. The shop owner said, Yes madam, I have a talking parrot. Then he showed her a parrot. The owner further said, If you pull the string on the left leg, he'll say; Hi, how are you? And if you pull the string on the right leg, he'll say; I'm fine, thank you. At this the lady asked, What if I pull both the strings? Then I would fall from this perch, you stupid lady! answered the parrot.

یک بار خانمی می خواست جز طوطی سخنگو برای خودش. بنابراین او به صاحب یک فروشگاه حیوانات خانگی رفت و در مورد نیاز خود به او گفت. صاحب مغازه گفت: بله خانم، من یک طوطی سخنگو دارم. سپس طوطی را به او نشان داد. مالک در ادامه گفت: اگر ریسمان پای چپ را بکشی، می گوید؛ سلام چطوری؟ و اگر ریسمان پای راست را بکشی، می گوید؛ من خوبم ممنون در این هنگام خانم پرسید، اگر هر دو رشته را بکشم چه؟ بعد من از این سوف می افتم خانم احمق! طوطی جواب داد