The Three Billy-Goats Gruff>
The Three Billy-Goats Gruff
The Three Billy-Goats Gruff
The Three Billy-Goats Gruff
The Three Billy-Goats Gruff:
The Three Billy-Goats Gruff:
Once upon a time there were three Billy-Goats Gruff; Little Billy-Goat, Middle-Sized Billy Goat and Great Big Billy-Goat, who lived in a field in a green valley.
روزی روزگاری سه بیلی-گوت گراف وجود داشت. بیلی بز کوچک، بیلی بز متوسط و بیلی بز بزرگ که در مزرعه ای در یک دره سرسبز زندگی می کردند.
They loved to eat sweet grass, but sadly their field was now brown and barren because they were greedy goats and they’d eaten every last blade of grass.
آنها عاشق خوردن علف شیرین بودند، اما متأسفانه مزرعه آنها قهوه ای و بی ثمر شده بود، زیرا آنها بزهای حریص بودند و آخرین تیغه های علف را خورده بودند.
But they were still hungry.
اما آنها هنوز گرسنه بودند.
In the distance, they could see a field that was full of lush sweet scrummy grass, but alas there was only one way to get to it – over a rickety bridge over a stream.
در دوردست، آنها می توانستند زمینی را ببینند که مملو از علف های سرسبز و شیرین بود، اما افسوس که تنها یک راه برای رسیدن به آن وجود داشت - روی یک پل زهوار بر روی یک رودخانه.
But under the bridge lived a terrifically terrifying terrible troll called Trevor – he was always hungry too. And there was nothing he liked better than to eat a nice juicy billy-goat.
اما در زیر پل یک ترول وحشتناک وحشتناک به نام تروور زندگی می کرد - او هم همیشه گرسنه بود. و او هیچ چیز را بهتر از خوردن یک بز آبدار خوب دوست نداشت.
The Little Billy-Goat was the first to reach the bridge. Gingerly, he put one hoof and then another onto the bridge.
بیلی بز کوچولو اولین کسی بود که به پل رسید. با ذوق، یک سم و سپس سم دیگر را روی پل گذاشت.
But because it was so rickety, however hard he tried, his hoof still went trip trap, trip trap on the wooden planks.
اما از آنجایی که خیلی رکود بود، هر چقدر هم که تلاش کرد، سم او همچنان به تله سفر رفت، تله سفر روی تخته های چوبی.
Suddenly there was a huge roar.
ناگهان غرش عظیمی بلند شد.
‘Who’s that trip trapping over my bridge?’
"آن سفر چه کسی را روی پل من به دام انداخته است؟"
And out from under the bridge loomed the Troll.
و ترول از زیر پل بیرون آمد.
Quaking in his hooves, Little Billy-Goat Gruff managed to squeak, ‘It’s only me. I’m only going to look for some grass to eat.’
بیلی-گوت گراف کوچولو که در سم هایش می لرزید، توانست جیر جیر کند: «فقط من هستم. من فقط به دنبال علف برای خوردن خواهم بود.»
‘Oh no you’re not! I’m going to eat you for my breakfast, lunch and tea!’
"اوه نه تو نیستی! من برای صبحانه، ناهار و چای از شما می خورم!
‘Oh no!’ said terrified Little Billy-Goat Gruff. ‘I’m just Little Billy-Goat Gruff. Why don’t you wait for my brother? He’s bigger than me and much tastier.’
بیلی-گوت گراف کوچک وحشت زده گفت: "اوه نه!" من فقط بیلی-گوت گراف کوچولو هستم. چرا منتظر برادر من نیستی؟ او از من بزرگتر و بسیار خوشمزه تر است.»
So the greedy Troll decided to wait and Little Billy-Goat Gruff skipped over the bridge and began to eat the fresh green grass on the other side.
بنابراین ترول حریص تصمیم گرفت صبر کند و بیلی-گوت گراف کوچولو از روی پل پرید و شروع به خوردن علف سبز تازه آن طرف کرد.
The other goats saw Little Billy-Goat Gruff eating the fresh green grass and were jealous because they wanted some too.
بزهای دیگر Billy-Goat Gruff کوچولو را در حال خوردن علف سبز تازه دیدند و حسادت کردند زیرا آنها نیز مقداری می خواستند.
So Middle-Sized Billy-Goat Gruff went down to the bridge and began to cross the stream.
بنابراین بیلی-گوت گراف سایز متوسط به سمت پل رفت و شروع به عبور از رودخانه کرد.
Trip, trap, trip, trap went his middle-sized hooves. Again the Troll loomed out from under the bridge.
سفر، تله، سفر، تله رفت سم های متوسط او. دوباره ترول از زیر پل بیرون آمد.
‘Who’s that trip trapping over my bridge?’ he roared.
فریاد زد: «آن سفر کیست که روی پل من به دام افتاده است؟»
Quaking in his hooves, Middle-Sized Billy-Goat Gruff managed to say in his softest voice,
بیلی-گوت گراف سایز متوسط که در سم هایش می لرزید، توانست با نرم ترین صدایش بگوید:
‘It’s only me. I’m following my brother, Little Billy-Goat Gruff, so I can eat the sweet grass.’
"این فقط من هستم. من برادرم، بیلی-بز کوچولو گراف را دنبال می کنم، تا بتوانم علف های شیرین را بخورم.»
‘Oh no you’re not! I’m going to eat you for breakfast, lunch and tea!’
اوه نه تو نیستی! من می خواهم شما را برای صبحانه، ناهار و چای بخورم!
‘Oh no, Mr Troll, you wouldn’t want to eat me. I’m not big enough to fill you up. Wait until my big brother comes along – he’s much tastier than me.’
اوه نه، آقای ترول، شما نمی خواهید مرا بخورید. من آنقدر بزرگ نیستم که تو را پر کنم. صبر کنید تا برادر بزرگم بیاید - او بسیار خوشمزه تر از من است.
‘Oh all right,’ said the Troll and Middle-Sized Billy-Goat Gruff scampered over the bridge and began to eat the sweet green grass with Little Billy-Goat Gruff.
ترول و بیلی-گوت گراف با جثه متوسط روی پل رفتند و شروع به خوردن علف سبز شیرین با بیلی-گوت گراف کوچولو کردند.
Big bold Billy-Goat Gruff was jealous and couldn’t wait to get across the bridge and join his brothers.
بیلی-گوت گراف جسور بزرگ حسادت می کرد و نمی توانست صبر کند تا از پل عبور کند و به برادرانش بپیوندد.
So boldly, he put his hooves onto the bridge.
آنقدر جسورانه، سم هایش را روی پل گذاشت.
Trip, trap, trip, trap.
سفر، تله، سفر، تله.
Suddenly the Troll loomed out from under the bridge.
ناگهان ترول از زیر پل بیرون آمد.
‘Who’s that trip trapping over my bridge?’ he boomed.
او با صدای بلند گفت: «آن سفر چه کسی را روی پل من به دام انداخته است؟»
‘It’s me. Big Billy-Goat Gruff. Who do you think you are?’
"این من هستم. گراف بیلی-بز بزرگ. فکر میکنی کی هستی؟»
‘I’m the Troll and I’m going to eat you for breakfast, lunch and tea!’
"من ترول هستم و می خواهم شما را برای صبحانه، ناهار و چای بخورم!"
‘Oh no, you’re not!’
"اوه نه، تو نیستی!"
‘Oh yes I am – you’ll see!’
"اوه بله من هستم - شما خواهید دید!"
Then the Troll rushed at Big Billy-Goat Gruff who bent his head and bravely charged at the Troll, catching him up in his horns and tossing him into the stream below.
سپس ترول به سمت بیلی-بز بزرگ گراف هجوم آورد که سرش را خم کرد و شجاعانه به سمت ترول حمله کرد، او را در شاخ هایش گرفت و به داخل جریان پایین پرتاب کرد.
The Troll disappeared under the rushing water, never to be seen again.
ترول در زیر آب خروشان ناپدید شد و دیگر هرگز دیده نشد.
From then on, anyone could cross the bridge and enjoy the sweet green grass with the Three Billy-Goats Gruff.
از آن زمان به بعد، هرکسی میتوانست از روی پل عبور کند و از چمنهای سبز شیرین همراه با Three Billy-Goats Gruff لذت ببرد.