The Three Fishes Story>
داستان سه ماهی
The Three Fishes Story
داستان سه ماهی
The Three Fishes Story:
داستان سه ماهی:
Once upon a time, there lived three fishes in a pond. They were close friends and were living together for years, in the same pond.
روزی روزگاری در یک برکه سه ماهی زندگی می کردند. آنها دوستان صمیمی بودند و سال ها در کنار هم در یک حوض زندگی می کردند.
One day, a fisherman passing through the way saw that the pond was filled with fishes.
روزی ماهیگیری که از راه می گذشت، دید که حوض پر از ماهی است.
He was surprised and delighted, and immediately informed his fellows about it. Together, they decided to come the next morning and catch those fishes.
او متعجب و خوشحال شد و بلافاصله به همنوعان خود در این مورد اطلاع داد. آنها با هم تصمیم گرفتند صبح روز بعد بیایند و آن ماهی ها را بگیرند.
One of the three fishes, who was also the wisest, heard the conversation between the fisherman and his fellows.
یکی از آن سه ماهی که عاقل ترین هم بود، مکالمه ماهیگیر و یارانش را شنید.
It immediately rushed to the other two and explained them the entire situation, and also suggested that they leave the pond immediately and move to another place.
بلافاصله به طرف دو نفر دیگر شتافت و تمام وضعیت را برای آنها توضیح داد و همچنین به آنها پیشنهاد کرد که فوراً حوض را ترک کنند و به مکان دیگری بروند.
The second fish agreed and decided to move out from the pond quickly.
ماهی دوم موافقت کرد و تصمیم گرفت به سرعت از برکه خارج شود.
The third fish, however, mocked at them. He felt that the pond was their home, and they must not leave their home.
ماهی سوم اما آنها را مسخره کرد. او احساس می کرد که حوض خانه آنهاست و آنها نباید خانه خود را ترک کنند.
Since the other two fishes were unable to convince the third fish, they left the pond and decided to let him follow his own course of action.
از آنجایی که دو ماهی دیگر نتوانستند ماهی سوم را متقاعد کنند، حوض را ترک کردند و تصمیم گرفتند که به او اجازه دهند مسیر خودش را دنبال کند.
The next day, the fisherman and his fellows cast their nets and caught plenty of fishes. They also managed to catch the third fish, who had refused to leave the pond, while the other two fishes, who left earlier, were saved.
روز بعد، ماهیگیر و یارانش تورهای خود را انداختند و ماهی های زیادی صید کردند. آنها همچنین موفق شدند ماهی سوم را که از خروج از حوض خودداری کرده بود، صید کنند، در حالی که دو ماهی دیگر که زودتر رفته بودند نجات پیدا کردند.
Moral: One of the most prominent lessons and morals one can learn from this three fish’s story is the importance of wisdom.
اخلاق: یکی از برجسته ترین درس ها و اخلاقیاتی که می توان از داستان این سه ماهی گرفت، اهمیت خرد است.