The Trees and The Lions>
درختان و شیرها
The Trees and The Lions
درختان و شیرها
The Trees and The Lions:
درختان و شیرها:
Far away from a kingdom there was a huge jungle. In that jungle, there were thousands of trees. Among them two were very good friends. They stood side by side. The same jungle was the home of many lions. Those lions used to kill other animals living in that jungle and eat them. The carcasses of the dead animals used to stink and a foul smell would hang in the air. The whole atmosphere was bad to live in.
دور از یک پادشاهی، جنگل بزرگی وجود داشت. در آن جنگل هزاران درخت وجود داشت. در بین آنها دو نفر دوستان بسیار خوبی بودند. کنار هم ایستادند. همان جنگل خانه بسیاری از شیرها بود. آن شیرها حیوانات دیگری را که در آن جنگل زندگی می کردند می کشتند و آنها را می خوردند. لاشه حیوانات مرده بوی تعفن می داد و بوی بدی در هوا می پیچید. کل فضا برای زندگی بد بود.
One day, the two trees, who were friends, were talking. The first tree said, “These lions are polluting our jungle. We have to save our jungle from them. They must be driven out of this jungle."
یک روز آن دو درخت که با هم دوست بودند با هم صحبت می کردند. درخت اول گفت: این شیرها جنگل ما را آلوده می کنند. ما باید جنگل خود را از دست آنها نجات دهیم. آنها باید از این جنگل رانده شوند."
“Yes," agreed the other tree.
درخت دیگر موافقت کرد: "بله."
A wise old tree, who was listening to the friends said, “They might be polluting the air. But these wild creatures are keeping us safe from woodcutters. No woodcutter will dare to come into the forest which has lions."
یک درخت پیر خردمند که به صحبت های دوستان گوش می داد، گفت: «ممکن است هوا را آلوده کنند. اما این موجودات وحشی ما را از هیزم شکن ها در امان نگه می دارند. هیچ هیزم شکنی جرات نمی کند وارد جنگلی شود که شیر دارد."
But, this advice did not go into the minds of the trees. The two friends decided to frighten the animals away. That evening, the two trees started shaking violently. “We will frighten the lions away. They will be so terrified that they will leave this jungle and never come back into this jungle," said the two friends and laughed aloud.
اما این توصیه به ذهن درختان نرسید. دو دوست تصمیم گرفتند که حیوانات را بترسانند. آن روز عصر، دو درخت به شدت شروع به لرزیدن کردند. ما شیرها را می ترسانیم. آنها آنقدر ترسیده اند که این جنگل را ترک کنند و دیگر به این جنگل برنگردند.» دو دوست گفتند و بلند بلند خندیدند.
The whole forest echoed with their laughter. “Do not do that," shouted the wise tree.
تمام جنگل با خنده آنها طنین انداز شد. درخت دانا فریاد زد: «این کار را نکن.
But the two friends did not listen. They began moving in the wind and making eerie noises. All the other wild animals in the forest were scared, seeing the two trees and the sounds they were creating. “There is something happening in the forest. Let us run away," they said. All the animals fled the jungle.
اما دو دوست گوش نکردند. آنها شروع به حرکت در باد کردند و صداهای وهمآوری درآوردند. همه حیوانات وحشی دیگر جنگل با دیدن دو درخت و صداهایی که ایجاد می کردند ترسیدند. «یک اتفاقی در جنگل می افتد. بگذار فرار کنیم.» آنها گفتند. همه حیوانات از جنگل فرار کردند.
The two friends were happy. “Huh! Now we can enjoy some fresh air," they said.
دو دوست خوشحال شدند. "هه! اکنون میتوانیم از هوای تازه لذت ببریم.»
But their joy was short-lived. One day a woodcutter came to the forest and started felling the trees. “Now there is no fear of the ferocious lions," he muttered to himself. Soon there were other wood cutters. Seeing this, the wise tree said, “Now all of us will be doomed." The two friends cried out, “How foolish we have been. We should have listened to this wise tree."
اما شادی آنها کوتاه مدت بود. یک روز هیزم شکنی به جنگل آمد و شروع به کندن درختان کرد. با خود زمزمه کرد: «حالا از شیرهای وحشی ترسی نیست.» به زودی هیزمبرهای دیگری آمدند. درخت خردمند با دیدن این موضوع گفت: «اکنون همه ما محکوم به فنا خواهیم بود.» دو دوست فریاد زدند: «ما چقدر احمق بودیم. ما باید به این درخت خردمند گوش میدادیم.»
A little later the two tree friends were brought down by the wood cutter’s axe.The Trees and The Lions are must.
کمی بعد دو دوست درختی توسط تبر هیزم شکن پایین آورده شدند. درختان و شیرها ضروری هستند.
Day by day, more and more trees were destroyed by many woodcutters.
روز به روز درختان بیشتری توسط هیزم شکنان از بین می رفتند.