The Truthful Woodcutter>
هیزم شکن راستگو
The Truthful Woodcutter
هیزم شکن راستگو
The Truthful Woodcutter:
هیزم شکن راستگو:
One day a wood cutter's axe accidentally fell into a river. The poor wood cutter made a good search in the water.
یک روز تبر چوب بری به طور تصادفی در رودخانه ای افتاد. بیچاره هیزم شکن خوب در آب جست و جو کرد.
But his efforts were in vain. Finally he burst into tears. Hearing his sobs, an Angel appeared before him.
اما تلاش او بی نتیجه ماند. بالاخره اشک ریخت. با شنیدن هق هق او، فرشته ای در برابر او ظاهر شد.
The Angel dived into the river and came up carrying a golden axe. The wood cutter did not accept it. He stated that his axe was made of iron.
فرشته در رودخانه شیرجه زد و با تبر طلایی بالا آمد. هیزم شکن قبول نکرد. او اظهار داشت که تبر او آهنی است.
The Angel disappeared and soon returned with a silver axe. The wood cutter again denied that it was his axe.
فرشته ناپدید شد و به زودی با یک تبر نقره ای بازگشت. هیزم شکن باز هم تبر او را تکذیب کرد.
The Angel once again plunged into the river. It soon reappeared carrying the axe of the wood cutter. The poor man greeted the angel with words of profuse thanks and great joy.
فرشته بار دیگر در رودخانه فرو رفت. به زودی با حمل تبر چوب بری دوباره ظاهر شد. مرد فقیر با تشکر فراوان و شادی فراوان فرشته را سلام کرد.
The Angel was impressed by the man's honesty.
فرشته تحت تأثیر صداقت مرد قرار گرفت.
She presented him with the golden and silver axes in recognition of his truthful nature.
او تبرهای طلایی و نقرهای را به او تقدیم کرد تا ماهیت راستگوی او را بشناسد.
Moral: Truthfulness brings its own reward.
اخلاق: راستگویی ثواب خودش را دارد.