The Two Mules>
دو قاطر
The Two Mules
دو قاطر
The Two Mules:
دو قاطر:
Two mules were on the same path. The first, who worked for a miller, was loaded with oats.
دو قاطر در یک مسیر بودند. اولی که برای آسیابان کار میکرد، جو پر شده بود.
The other was owned by a banker and was carrying a chest full of golden coins. Because of this it trotted along very proudly, full of itself.
دیگری متعلق به یک بانکدار بود و صندوقی پر از سکه های طلا به همراه داشت. به همین دلیل با غرور و پر از خودش حرکت می کرد.
But on hearing the clinking, some robbers realized that it was carrying a treasure.
اما با شنیدن صدای جیر جیر، برخی دزدان متوجه شدند که گنجی حمل می کند.
They stole it and beat the mule badly with sticks. 'You see,' explained the first mule. 'Being rich and important has its drawbacks.'
آن را دزدیدند و قاطر را به شدت با چوب زدند. قاطر اول توضیح داد: "می بینی." "ثروتمند و مهم بودن معایبی دارد."