The Two Pots>
دو گلدان
The Two Pots
دو گلدان
The Two Pots:
دو گلدان:
It was a cyclonic season. There was flood everywhere.
فصل طوفان بود. همه جا سیل بود.
Many houses drowned in the flood. There was a copper pot and an earthen pot in a house. Both these were washed away in the flood to a river.
خانه های زیادی در سیل غرق شدند. یک دیگ مسی و یک دیگ خاکی در خانه ای بود. هر دوی اینها در سیل به رودخانه منتقل شدند.
The copper pot called the earthen pot and said, "My friend, you are made of mud. You are so weak. Please, come near me. I'll save you".
دیگ مسی دیگ سفالی را صدا زد و گفت: دوست من تو از گل ساخته شده ای، تو خیلی ضعیفی، خواهش می کنم بیا نزدیک من، من تو را نجات می دهم.
The earthen pot replied, "Thank you for your kindness, my friend. But, let me swim to the bank by myself'. The earthen pot began to swim towards the bank of the river.
گلدان سفالی پاسخ داد: "از لطف شما متشکرم، دوست من. اما اجازه دهید من خودم تا ساحل شنا کنم." گلدان خاکی شروع به شنا کردن به سمت ساحل رودخانه کرد.
As the copper pot tried to swim, water got filled into the pot and the copper pot drowned. But earthen pot reached the bank.
وقتی دیگ مسی سعی کرد شنا کند، آب داخل دیگ پر شد و دیگ مسی غرق شد. اما گلدان سفالی به بانک رسید.
Moral: Weakness is not in appearance.
اخلاق: ضعف در ظاهر نیست.