The Valuable Gift

هدیه ارزشمند

The Valuable Gift

هدیه ارزشمند

The Valuable Gift

هدیه ارزشمند

John had a desire to have a bicycle of his own but his father was not rich enough to afford the same.

جان میل داشت که خودش یک دوچرخه داشته باشد، اما پدرش آنقدر ثروتمند نبود که بتواند آن را بخرد.

One day, when John was on his way to school, he saw a big boy on a cycle. As the boy was turning around a corner, the cycle skidded on a puddle of water and the boy fell down.

یک روز، وقتی جان در راه مدرسه بود، پسر بزرگی را دید که در حال دوچرخه سواری است. در حالی که پسر در گوشه ای می چرخید، دوچرخه روی یک گودال آب سر خورد و پسر به زمین افتاد.

John went to him and helped him to get up. The boy was badly injured. John first took him to a doctor and then helped him to reach his house.

جان نزد او رفت و به او کمک کرد تا بلند شود. پسر به شدت مجروح شد. جان ابتدا او را نزد پزشک برد و سپس به او کمک کرد تا به خانه اش برسد.

The boy belonged to a rich family and gladly presented the cycle to John.

پسر به خانواده ای ثروتمند تعلق داشت و با خوشحالی این چرخه را به جان تقدیم کرد.