The Viper, the Water Snake and the Frog

افعی، مار آبی و قورباغه

The Viper, the Water Snake and the Frog

افعی، مار آبی و قورباغه

The Viper, the Water Snake and the Frog:

افعی، مار آبی و قورباغه:

A viper often went to drink at a pond, which, the water snake claimed as his own.

افعی اغلب برای نوشیدن به برکه ای می رفت که مار آبی آن را مال خود می دانست.

The two snakes decided to settle the matter by fighting. The frogs, eternal enemies of the water snake, supported the viper.

این دو مار تصمیم گرفتند که موضوع را با دعوا حل کنند. قورباغه ها، دشمنان ابدی مار آبی، از افعی حمایت کردند.

On the day of the contest, the frogs began to croak madly, for they could think of nothing else, to do.

در روز مسابقه، قورباغه ها دیوانه وار شروع به قار کردن کردند، زیرا نمی توانستند به هیچ چیز دیگری فکر کنند.

The viper won the battle and afterwards the frogs asked the victorious viper for their share of the spoils. The viper began to whistle and the frogs were baffled.

افعی در جنگ پیروز شد و پس از آن قورباغه ها از افعی پیروز سهم خود را از غنائم خواستند. افعی شروع به سوت زدن کرد و قورباغه ها گیج شدند.

'I'm repaying you in the same way you helped me,' explained the viper. "Do not poke your nose in the others affairs."

افعی توضیح داد: "من به همان روشی که به من کمک کردی جبران می کنم." بینی خود را در امور دیگران فرو نکنید.