The Weird Wells’ Wedding Invitation>
دعوتنامه عروسی The Weird Wells
The Weird Wells’ Wedding Invitation
دعوتنامه عروسی The Weird Wells
The Weird Wells’ Wedding Invitation:
دعوتنامه عروسی The Weird Wells:
During the period when Sri Krishna Deva Rayalu was ruling the Vijaya Nagar Empire with Hampi as his capital, Mohammedan Sultans were ruling Delhi.
در دوره ای که سری کریشنا دوا رایالو بر امپراتوری ویجایا ناگار با پایتختی هامپی حکومت می کرد، سلاطین محمدی بر دهلی حکومت می کردند.
The Sultans were powerful and were ruling many parts of Northern India.
سلاطین قدرتمند بودند و بر بسیاری از مناطق شمال هند حکومت می کردند.
They were always attempting to invade on Hindu ruled kingdoms and grab them into their fold.
آنها همیشه در تلاش بودند تا به پادشاهی های تحت حکومت هندو حمله کنند و آنها را به دامان خود بگیرند.
For declaring war the Sultans used to find one or the other ploy.
برای اعلان جنگ، سلاطین یکی از این ترفندها را می یافتند.
The Delhi Sultan once got an idea to insult and instantly he sent a wedding invitation to Sri Krishna Deva Rayalu.
سلطان دهلی یک بار ایده توهین به ذهنش رسید و بلافاصله دعوتنامه عروسی را برای سری کریشنا دوا رایالو فرستاد.
Going through the contents of the invitation, the royal court Bhuvana Vijayam and the King Rayalu went speechless.
با مرور محتوای دعوت نامه، دربار سلطنتی بووانا ویجایام و پادشاه رایالو بی حرف ماندند.
The invitation read as:
در این دعوت نامه آمده است:
Wedding Invitation
دعوتنامه عروسی
We proposed to perform marriage to the newly dug Well in our kingdom.
ما به چاه تازه حفر شده در قلمرو خود پیشنهاد ازدواج دادیم.
We have the pleasure of inviting all the wells in your kingdom to attend the ritual and their (the wells) presence is solicited.
ما خرسندیم که از همه چاه های پادشاهی شما برای شرکت در مراسم دعوت کنیم و حضور آنها (چاه ها) درخواست شده است.
Delhi Date:XX/XX/XXXX The Sultan of Delhi.
دهلی تاریخ:XX/XX/XXXX سلطان دهلی.
The tremor did not stop there.
لرزش به همین جا ختم نشد.
A warning letter was attached along with the invitation.
اخطار نامه به همراه دعوتنامه پیوست شد.
The warning letter said that in case the King failed to send all the wells in the concerned kingdom, such action would be treated as an insult and will be liable to face the fury of the Delhi sultan.
در این نامه هشدار آمده بود که در صورتی که پادشاه نتواند تمام چاه ها را در پادشاهی مربوطه بفرستد، چنین اقدامی توهین آمیز تلقی می شود و با خشم سلطان دهلی مواجه خواهد شد.
Rayalu, on receiving the invitation along with the letter through a personal messenger from the Sultan of Delhi could not understand what to do about this invitation.
رایالو، با دریافت دعوت نامه همراه با نامه از طریق یک پیام رسان شخصی از سوی سلطان دهلی، نتوانست بفهمد در مورد این دعوت چه باید بکند.
This is because, everyone knew that sending wells from one place to another is practically above impossible.
این به این دلیل است که همه می دانستند که فرستادن چاه از مکانی به مکان دیگر عملا غیرممکن است.
Rayalu was in total confusion what to do and what to reply.
رایالو کاملاً در سردرگمی بود که چه کند و چه پاسخی بدهد.
Thinking for sometime to find a solution to this problem, in vain, Rayalu forwarded the puzzling wedding invitation and warning letter to the Chief Minister Thimmarusu and sent a message to come out with a viable solution.
رایالو که مدتی برای یافتن راه حلی برای این مشکل فکر می کرد، بیهوده دعوت نامه عروسی گیج کننده و نامه هشدار دهنده را به وزیر ارشد تیماروسو ارسال کرد و پیامی برای ارائه راه حلی مناسب ارسال کرد.
Thimmarusu found the invitation to be too strange and the problem like a complex puzzle.
تیماروسو دعوت را خیلی عجیب و مشکل را مانند یک پازل پیچیده دید.
What an invitation? Thimmarusu thought, inviting wells of Vijaya Nagar Empire to the wedding of a well at Delhi! Even Thimmarusu could not draw out any thought close to solution that can be effective in avoiding any rift between the two kingdoms.
چه دعوتنامه ای تیماروسو فکر کرد، چاه های امپراتوری ویجایا ناگار را به عروسی چاهی در دهلی دعوت کرد! حتی تیماروسو هم نتوانست هیچ فکری نزدیک به راه حلی که بتواند در اجتناب از هر گونه شکاف بین دو پادشاهی موثر باشد، ترسیم کند.
Thimmarusu approached King Rayalu and expressed his inability to draw out any solution.
تیماروسو به پادشاه رایالو نزدیک شد و ناتوانی خود را در ارائه راه حل ابراز کرد.
Rayalu was much more tensed on hearing his Chief Minister.
رایالو با شنیدن وزیر ارشد خود بسیار متشنج شد.
Then, Thimmarusu convinced Rayalu that there was no need to get so much worried, as there is a man in the service of the King, who can draw a best amicable equation.
سپس تیماروسو رایالو را متقاعد کرد که نیازی به این همه نگرانی نیست، زیرا مردی در خدمت پادشاه است که می تواند بهترین معادله دوستانه را ترسیم کند.
Rayalu asked about the person Thimmarusu was referring to.
رایالو در مورد شخصی که تیماروسو به او اشاره می کند پرسید.
Immediately, Thimmarusu told the King that it was none other than poet Ramalinga.
بلافاصله تیماروسو به پادشاه گفت که این کسی نیست جز شاعر رامالینگا.
Taking the King’s permission, Thimmarusu headed to Ramalinga’s residence and explained the whole sequence along with the worries of the King Rayalu.
تیماروسو با کسب اجازه از پادشاه به سمت اقامتگاه رامالینگا رفت و کل سکانس را همراه با نگرانی های شاه رایالو توضیح داد.
Ramalinga in a cool fashion studied the invitation and the warning letter.
رامالینگا به طرز جالبی دعوتنامه و نامه هشدار را مطالعه کرد.
He told Thimmarusu, “Dear Chief Minister Thimmarusu! The Delhi Sultan must be attempting to humiliate the Hindu rituals and customs.
او به تیماروسو گفت: «تیماروسو وزیر ارشد محترم! سلطان دهلی باید در تلاش برای تحقیر آداب و رسوم هندو باشد.
You know Hindus have a ritual of performing enlivening (Prathistha) to the newly dug wells.
می دانید که هندوها مراسمی برای زنده کردن (پراتیستا) در چاه های تازه حفر شده دارند.
A wonderful thought must have struck the Sultan’s mind to perform marriage to the well instead of prathistha to the well.
باید فکر شگفت انگیزی به ذهن سلطان خطور کرده باشد که به جای پراتیستا با چاه ازدواج کند.
He continued thinking for a moment, “There is no problem either with the invitation or the warning letter.
او برای لحظه ای فکر کرد: «نه دعوت نامه و نه اخطار مشکلی ندارد.
There is nothing to worry.
جای نگرانی نیست.
You go home peacefully and relax.
شما با آرامش به خانه می روید و استراحت می کنید.
'' Ramalinga assured Thimmarusu, “I will give out the best solution to this problem in the Bhuvana Vijayam tomorrow.
رامالینگا به تیماروسو اطمینان داد، "من فردا بهترین راه حل را برای این مشکل در بووانا ویجایم ارائه خواهم کرد.
'' As usual, the Bhuvana Vijayam started its session the next morning, but there was no charm or shine in anyone’s face including the King Rayalu.
طبق معمول، Bhuvana Vijayam جلسه خود را صبح روز بعد آغاز کرد، اما هیچ جذابیت یا درخششی در چهره کسی از جمله پادشاه رایالو وجود نداشت.
All of them were worried about the solution to the Delhi Sultan’s created problem.
همه آنها نگران راه حل مشکل ایجاد شده سلطان دهلی بودند.
Amid the gloomy atmosphere, Ramalinga rose from his seat and started reading a reply prepared by him on behalf of King Rayalu to Delhi Sultan,
در میان جو غم انگیز، رامالینگا از جای خود برخاست و شروع به خواندن پاسخی کرد که از طرف پادشاه رایالو به دهلی سلطان تهیه کرده بود.
“To His Excellency, the Sultan of Delhi…
«به جناب سلطان دهلی…
We acknowledge your invitation inviting our wells for the wedding of a well in your kingdom.
ما دعوت شما را که چاه های ما را برای عروسی چاهی در پادشاهی شما دعوت کرده اید، تایید می کنیم.
We are glad and grateful that you remembered us for the memorable occasion.
خوشحالیم و سپاسگزاریم که در این مناسبت به یادماندنی به یاد ما بودید.
On receiving your invitation, we immediately read the message to all the wells in our Kingdom.
به محض دریافت دعوت شما، ما بلافاصله پیام را به تمام چاه های پادشاهی خود خواندیم.
Those wells are resenting your wells, as they did not attend their (wells in Vijaya Nagar Empire) wedding.
آن چاهها از چاههای شما ناراحت هستند، زیرا در مراسم عروسی خود (چاههای امپراتوری ویجایا ناگار) شرکت نکردند.
Hence, we keep you informed that if your wells personally come to Vijaya Nagar and invite, our wells will definitely oblige the invitation.
از این رو به اطلاع شما می رسانیم که اگر چاه های شما شخصاً به ویجایا نگار بیایند و دعوت کنند، چاه های ما قطعا دعوت را ملزم خواهند کرد.
Therefore, you are requested to send your wells here to invite our wells personally to the wedding ritual.
لذا از شما تقاضا می شود چاه های خود را به اینجا بفرستید تا چاه های ما را شخصاً به مراسم عروسی دعوت کنید.
Once your wells come here, our wells and we together will come to Delhi for the wedding.
هنگامی که چاه های شما به اینجا می آیند، چاه های ما و ما با هم برای عروسی به دهلی می آییم.
Hoping to welcome your wells at the earliest,
به امید استقبال از چاه های شما در اولین فرصت،
Vijaya Nagaram (Hampi) Date:XX/XX/XXXX Yours’ sincerely, Sri Krishna Deva Rayalu, “Vijaya Nagar Ruler''
ویجایا ناگارام (همپی) تاریخ: XX/XX/XXXX با احترام، سری کریشنا دوا رایالو، "ویجایا ناگار حاکم"
The total gathering of the Bhuvana Vijayam cheered at once on hearing the reply intellectually composed by Ramalinga and appreciated him.
جمع کل بووانا ویجایام با شنیدن پاسخی که توسط رامالینگا به صورت فکری ساخته شده بود، بلافاصله تشویق شدند و از او قدردانی کردند.
This reply was sent to Delhi Sultan with a personal messenger.
این پاسخ با یک پیام رسان شخصی برای سلطان دهلی ارسال شد.
Sultan of Delhi was shocked with the reply received and questioned the messenger, “how can we send the wells with you?'' Receiving no reply from the messenger, without any second thought Sultan dropped the proposals of humiliating Hindu rituals along with the thought of waging war unnecessarily on Hindu ruled kingdoms.
سلطان دهلی از پاسخ دریافتی شوکه شد و از پیام رسان پرسید: «چگونه می توانیم چاه ها را با تو بفرستیم؟» با دریافت هیچ پاسخی از پیام رسان، سلطان بدون هیچ فکر دیگری پیشنهادات تحقیرآمیز آیین های هندو را کنار گذاشت. به راه انداختن جنگ بی مورد با پادشاهی های هندو.
Moreover, the Sultan appreciating the intelligence and wit King Rayalu had in replying his invitation and warning, sent many gifts and Farmans with the messenger to Rayalu.
همچنین سلطان با قدردانی از هوش و ذکاوت شاه رایالو در پاسخ به دعوت و اخطار خود، هدایا و فرمان های فراوانی را همراه قاصد برای رایالو فرستاد.