The Well Dispute>
بحث چاه
The Well Dispute
بحث چاه
The Well Dispute
بحث چاه
Once there was a complaint at King Akbar's court. There were two neighbours who shared their garden. In that garden, there was a well that was possessed by Iqbal khan. His neighbour, who was a farmer wanted to buy the well for irrigation purpose. Therefore they signed an agreement between them, after which the farmer owned the well. Even after selling the well to the farmer, Iqbal continued to fetch water from the well. Angered by this, the farmer had come to get justice from King Akbar. King Akbar asked Iqbal the reason for fetching water from the well even after selling it to the farmer.
یک بار در دربار ملک اکبر شکایتی شد. دو همسایه بودند که در باغشان مشترک بودند. در آن باغ چاهی بود که در تصرف اقبال خان بود. همسایه او که کشاورز بود می خواست چاه را برای آبیاری بخرد. بنابراین آنها قراردادی بین آنها امضا کردند و پس از آن کشاورز صاحب چاه شد. حتی پس از فروش چاه به کشاورز، اقبال به آب آوردن از چاه ادامه داد. کشاورز که از این کار عصبانی شده بود آمده بود تا از شاه اکبر عدالت بگیرد. ملک اکبر دلیل آوردن آب از چاه را حتی پس از فروش آن به کشاورز از اقبال پرسید.
Iqbal replied that he had sold only the well to the farmer but not the water inside it. King Akbar wanted Raja Birbal who was present in the court listening to the problem to solve the dispute. Birbal came forward and gave a solution. He said " Iqbal, You say that you have sold only the well to the farmer. And you claim that the water is yours. Then how come you can keep your water inside another person's well without paying rent?" Iqbal's trickery was countered thus in a tricky way. The farmer got justice and Birbal was fairly rewarded.
اقبال پاسخ داد که فقط چاه را به کشاورز فروخته اما آب داخل آن را فروخته است. شاه اکبر از راجا بیربال که در دادگاه حاضر بود و به مشکل گوش می داد می خواست تا اختلاف را حل کند. بیربال جلو آمد و راه حل داد. گفت: اقبال می گویی که فقط چاه را به کشاورز فروخته ای و ادعا می کنی که آب مال توست، پس چگونه می توانی آب خود را در چاه دیگری نگه داری بدون اینکه کرایه ای بدهی؟ با حیله اقبال به شیوه ای حیله گرانه مقابله شد. کشاورز عدالت را دریافت کرد و بیربال انصافاً پاداش گرفت.