The Wise Judge

قاضی حکیم

The Wise Judge

قاضی حکیم

The Wise Judge:

قاضی حکیم:

Two women were brought before King Solomon. Both these women had a quarrel over a single baby. Each woman was saying that she was the baby's mother.

دو زن را نزد سلیمان آوردند. این دو زن بر سر یک نوزاد مجرد دعوا داشتند. هر زن می گفت که او مادر بچه است.

One lady said, "Oh King! I am the baby's mother".

یکی از خانم ها گفت: "اوه پادشاه! من مادر بچه هستم".

The other lady said, "Oh King! Believe her not. She is not the mother. I am the mother of the child".

بانوی دیگر گفت: "ای شاه، او را باور نکن، او مادر نیست، من مادر بچه هستم."

King Solomon was confused. After a deep thought he said, "Cut the baby into two and give one part to each mother". One woman was silent. The other cried "Oh King! Let she have the baby. Let the baby live". The king gave the child to the crying mother.

شاه سلیمان گیج شد. پس از انديشه اي عميق گفت: بچه را دو نيم كن و يك قسمت را به هر مادر بده. یک زن ساکت بود. دیگری گریه کرد: "اوه پادشاه! بگذار او بچه دار شود. بگذار بچه زنده بماند". پادشاه بچه را به مادری که گریه می کرد داد.

Moral: Truth Always Triumphs.

اخلاق: حقیقت همیشه پیروز است.