The Wolf and the Heron
گرگ و حواصیل
The Wolf and the Heron
گرگ و حواصیل
The Wolf and the Heron:
گرگ و حواصیل:
The wolf had swallowed a fishbone and went to ask the heron to pull it out of his throat. 'I will reward you handsomely for your help,' he promised the heron.
گرگ استخوان ماهی را قورت داده بود و از حواصیل خواست تا آن را از گلویش بیرون بیاورد. به حواصیل قول داد: «برای کمکت به تو پاداش بزرگی خواهم داد.
The heron agreed and in an instant, put his long beak down the throat of the wolf and pulled out the fishbone. At this, the wolf thanked the heron and began to walk away.
حواصیل موافقت کرد و در یک لحظه منقار بلند خود را در گلوی گرگ فرو برد و استخوان ماهی را بیرون کشید. در این هنگام، گرگ از حواصیل تشکر کرد و شروع به دور شدن کرد.
'What about the reward you promised?' the heron shouted after him.
در مورد پاداشی که قول داده بودید چطور؟ حواصیل به دنبال او فریاد زد.
'What?' the wolf replied. 'You put your head between my jaws and I didn't bite if off! Isn't that reward enough?'
"چی؟" گرگ پاسخ داد تو سرت را بین آرواره های من گذاشتی و من گاز نمی گرفتم! آیا این پاداش کافی نیست؟