To The City In A Minute>
به شهر در یک دقیقه
To The City In A Minute
به شهر در یک دقیقه
To The City In A Minute
به شهر در یک دقیقه
Once, a cat thought of going to the city to see its lifestyle. But first she wanted to know how much time it will take to reach the city. She thought of calling the elephant as only he could tell that how long it will take to reach the city as he often goes there. She called the elephant and started enquiring. Just then the elephant received a call on another line. The elephant said to the cat, Just a minute. The cat put down the receiver and thought that it would take a minute to reach the city.
یک بار گربه ای به این فکر افتاد که برای دیدن سبک زندگی خود به شهر برود. اما ابتدا می خواست بداند چقدر زمان می برد تا به شهر برسد. او فکر کرد که فیل را صدا بزند زیرا فقط او میتوانست بگوید چقدر طول میکشد تا به شهر برسد زیرا اغلب به آنجا میرود. او فیل را صدا زد و شروع به پرس و جو کرد. درست در آن زمان فیل با خط دیگری تماس گرفت. فیل به گربه گفت: فقط یک دقیقه. گربه گیرنده را زمین گذاشت و فکر کرد که یک دقیقه طول می کشد تا به شهر برسد.