True Profitable Transaction

معامله سودآور واقعی

True Profitable Transaction

معامله سودآور واقعی

True Profitable Transaction:

معامله سودآور واقعی:

Guru Nanaki ji father knew that Nanak ji like to communicate with people. So he decided that if Nanak ji was to learn anyway to earn money, it can be done through trading.

پدر گورو ناناکی جی می دانست که ناناک جی دوست دارد با مردم ارتباط برقرار کند. بنابراین او تصمیم گرفت که اگر ناناک جی به هر حال برای کسب درآمد یاد بگیرد، می تواند از طریق تجارت انجام شود.

So one day, Guru Nanak’s father gave Bhai Bala twenty rupees and said, “Go with Nanak and buy some good from market and them sell them at profitable rate.”

بنابراین یک روز، پدر گورو ناناک، بیست روپیه به بای بالا داد و گفت: «با ناناک برو و مقداری کالا از بازار بخر و آن‌ها آن‌ها را به نرخ سود می‌فروشند.»

So Bhai Bala and Nanak went to market to buy some goods. As they had passed ten miles from their village, they come across a group of Hermits who were sitting under a tree.

بنابراین بهای بالا و ناناک برای خرید کالا به بازار رفتند. هنگامی که ده مایلی از روستای خود رد شده بودند، با گروهی از زاهدان روبرو می شوند که زیر درختی نشسته بودند.

Seeing them Nanak ji stopped Bhai Bala and said, “Father asked us to make some profitable transaction and nothing can be more profitable than to feed these Hermits.

با دیدن آنها ناناک جی، بای بالا را متوقف کرد و گفت: "پدر از ما خواست تا معامله ای سودآور انجام دهیم و هیچ چیز سودمندتر از غذا دادن به این زاهدان نیست.

I can’t go forward leaving such great opportunity to make true profitable transaction.”

من نمی توانم به جلو بروم و چنین فرصت بزرگی برای انجام معامله سودآور واقعی بگذارم."

Nanak ji took all the money from Bhai Bala and offered that money to them saying, “I offer this in your service..”

ناناک جی تمام پول را از بای بالا گرفت و آن پول را به آنها پیشنهاد داد و گفت: "این را در خدمت شما هستم."

Head of that Hermit group replied, “Son, this money is of no use for us as we never go to any village or town.

رئیس آن گروه زاهد پاسخ داد: «پسرم، این پول برای ما هیچ فایده‌ای ندارد، زیرا ما هرگز به هیچ روستا یا شهری نمی‌رویم.

We always stay here in jungle.. If you offer us a meal, we will accept it..”

ما همیشه اینجا در جنگل می مانیم.. اگر به ما غذا بدهید، قبول می کنیم.»

Then Nanak ji and Bhai Bala went to near by village to get meals for hermits and with remaining money he purchased clothes for hermits. Nanak ji offered all that to group of hermits and left for home empty handed.

سپس ناناک جی و بای بالا به روستای نزدیک رفتند تا برای زاهدان غذا تهیه کنند و با باقی مانده پول برای گوشه نشینان لباس خریدند. ناناک جی همه اینها را به گروهی از گوشه نشینان عرضه کرد و با دست خالی راهی خانه شد.

Moral: Earning more Money can be Profitable but True Profit lies in doing Good Deeds and Helping Others.

اخلاقی: کسب درآمد بیشتر می تواند سودآور باشد، اما سود واقعی در انجام کارهای خوب و کمک به دیگران است.