Two Headed Bird>
پرنده دو سر
Two Headed Bird
پرنده دو سر
Two Headed Bird:
پرنده دو سر:
Once upon a time a strange bird lived by the side of a river. His name was Parundam. He had two heads and one stomach.
روزی روزگاری پرنده ای عجیب در کنار رودخانه زندگی می کرد. اسمش پاروندام بود. او دو سر و یک شکم داشت.
For the two heads there were two mouths one for each one.
برای هر دو سر دو دهان یک دهان برای هر کدام وجود داشت.
One day the bird was wandering for his food. After a long time he got a prey. It was very happy.
یک روز پرنده برای غذای خود سرگردان بود. پس از مدت ها طعمه ای به دست آورد. خیلی خوشحال بود.
The first mouth was about to eat the full prey. The second mouth stopped the first mouth and demanded half of the prey.
دهان اول نزدیک بود طعمه کامل را بخورد. دهان دوم دهان اول را متوقف کرد و نیمی از طعمه را خواست.
“I will not give you anything," said the first mouth and ate all the prey.
دهان اول گفت: "من چیزی به تو نمی دهم" و تمام طعمه ها را خورد.
The other mouth got angry. In order to take revenge, it decided to do one thing. It searched and gulped the poison it found.
دهان دیگر عصبانی شد. برای انتقام گرفتن، تصمیم گرفت یک کار را انجام دهد. جست و جو کرد و سمی را که پیدا کرد بلعید.
“Though the mouths are two, the stomach is only one...The same stomach...it not it?"
"اگرچه دهان ها دو تا هستند، معده فقط یک است... همان معده... نه؟"
So the poison spread all over the body. The strange bird died.
بنابراین سم در تمام بدن پخش شد. پرنده عجیب مرد.
So, unity is the strength.
پس وحدت قدرت است.